چرا کسی فریاد نمی زند؟/1
اختصاصی حزب الله شیراز؛ احمدزاده در اواخر دوران
مدیریت خود با اعتراضات وسیع مردمی، جریانات اصولگرا و ائمه جمعه روبرو بود. تا
جاییکه پس از رفتن او و آمدن سجادی که منتسب به جریان انحرافی بود، دامنه اعتراضات
بیشتر و مردم درب استانداری را قفل زدند و
دانشجویان نیز 5 روز جلوی استانداری تحصن کردند.
از جمله اعتراضات و نقدهای جدی احزاب راست سنتی
و جریانات به اصطلاح اصولگرای فارس به احمدزاده کرمانی، که از بدو ورود او آغاز
شد، غیربومی بودن وی بود. بطوریکه در هر سرمقاله و بیانیه و سخنرانی که داشتند این
عامل را جزو یکی از مهمترین نقاط ضعف وی می دانستند و اعتراض داشتند که ما
استانداری بومی می خواهیم. آنچنان بر کرمانی بودن وی تاکید می کردند که ظاهرا وی
دچار ذنب لایغفر شده است. بجای نقد علمی و مستدل علمکرد احمدزاده مدام با تاکید بر
غیربومی بودن وی، خود عاملی می شدند تا احمدزاده بتواند در این هیاهوی پوچ فارس را شخم بزند و هر روز به عقب براند.
اما همانطور که دلسوزان و عقلای اصولگرا مطرح
می کنند، فی نفسه بومی یا غیر بومی بودن استاندار ملاک ارزیابی و شاخص اصلی نمی
باشد، و شاخص اصلی شایسته سالاری و علمکرد شخص می باشد. لازم به توضیح نیست که
مسلما اگر مدیری بومی که دارای مولفه های یک مدیر شایسته باشد ارجحیت بر مدیران
غیربومی دارد. و همانطور که مشهود است فارس، آنقدر مدیر متعهد و متخصص دارد که
نیازی به حضور مدیر غیربومی نخواهد بود. شاهد مدعا حضور هفت وزیر در دولت نهم می
باشد. نهایتا اگر مدیری هم غیربومی باشد و بتواند استان فارس را به قله هایی که
شایستگی آن را دارد برساند، خواهد توانست سکان مدیریت استان را برعهده بگیرد.
همانطور که در بالا ذکر شد، با ورود احمدزاده
به استانداری فارس و در حالیکه در ابتدا هیچگونه
عملکردی و حتی ارتباطی با جریان انحرافی از وی دیده نشده بود، در همان روز اول موج
هجمه ها با تابلو "استاندار غیر بومی" در رسانه ها و تریبون های مدعیان
اصولگرا عیان شد.
اما مطلبی که امروز در خور توجه می باشد، اکنون
با حضور جناب آقای حسین صادق عابدین به عنوان استانداری غیربومی در فارس چه اتفاقی
افتاده است که فریادها خاموش شده است؟ اگر به زعم آقایان نیروی غیربومی بودن یک
ضعف اساسی محسوب می شود که در هر تریبونی به آن حمله شود، باید این سوال را پاسخ
دهند اکنون چه اتفاقی افتاده است که همه سکوت کرده اند؟ چرا دیگر با آب و تاب در
سرمقاله و تریبون های خود از حضور استاندار غیربومی نمی نالید؟ چرا دیگر فریاد نمی
زنید که در فارس آنقدر قحط الرجال است که مدیر از استان دیگر وارد می کنید؟! رفتار
دوگانه برخی از مدعیان اصولگرایی در یک موضوع شبیه به هم، ما را به فکر وامی دارد
که شاید اصل موضوع چیز دیگری باشد!
در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که
حزب الله شیراز فعلا بدلیل اینکه هنوز زمانی برای قضاوت عملکرد استاندار نگذشته
است، هیچگونه قضاوتی نمی کند و خود دچار اشتباهی که مدعیان اصولگرایی درباره ی
احمدزاده شدند نخواهد شد. و امیدوار است که استاندار جدید به دور از قبیله گرایی
سیاسی، عملکرد قابل قبول و درخور استان فارس داشته باشد و بتواند عقب ماندگی ها
بوجود آمده را جبران کند.
حزب الله شیراز در ادامه سلسله مقالات با عنوان
"چرا کسی فریاد نمی زند؟" به مصادیق دیگری از برخورد دوگانه جریانات مدعی
اصولگرایی استان فارس با موضوعات یکسان و دلایل آن خواهد پرداخت. و از سکوت و
همراهی شوق برانگیز آنها با مسائلی که خود منتقد آن هستند پرده برخواهد داشت.
مسلما در این مقالات منظور تمام جریانات اصولگرا و حزب اللهی شیراز نخواهند بود،
بلکه آن دسته ی قلیلی است که تنها فریادشان را برای قدرت و ثروت از دست رفته می
زنند نه برای ارزش ها و آرمان های انقلاب.

مدیر وبلاگ :