تبلیغات
حزب الله شیراز

تا مبارزه هست ما هستیم...

بسمه تعالی

حزب الله شیراز باتوجه به تحولات اساسی و روبه پیشرفت در فضای مجازی استان فارس و شهر شیراز نکاتی را جهت استحضار مخاطبین محترم به شرح زیر اعلام می نماید:

1. حزب الله شیراز جهت علمی نمودن رسالت مهم امربه معروف و نهی از منکر در برهه ای که صدایی از کسی بلند نمی شد، یا اصلا رسانه ای قوی و حزب اللهی در فضای مجازی وجود نداشت آغاز بکار کرد. که با عنایت حضرت حق و حمایت معنوی نیروهای حزب اللهی در شیراز به سرعت پیشرفت کرد و در ابتدای کار تبدیل به یکی از مهمترین پایگاه های خبری تحلیلی شهر شناخته شد و در حدبضاعت خود توانست جریان سازی و امربه معروف و نهی از منکر مسئولین را عملی بسازد. در بسیاری از بزنگاه ها و اتفاقات شهر مانند:جریان فتنه شیراز، اتفاقات استانداری، زمین خواری، طرح تبعیض آمیز هدف 90 شورای شهر، معضلات فرهنگی سومین حرم اهلبیت(ع)، ورود گفتمانی به انتخابات مجلس نهم، تبلیغ و پشتیبانی از مجموعه ها و نیروهای حزب اللهی شیراز، ترویج مطالب منتشرشده در وبلاگ های ارزشی، تقبیح هرگونه زدوبند سیاسی از هر گروه و جبهه سیاسی و...ورود جدی و مستقلی داشت که الحمدالله با استقبال امت حزب الله همراه گشت.

2. باید همین جا از تمام نیروهای ارزشی که با حمایت های معنوی و ترویج این رسانه کوچک ما را همراهی کردند، کمال تشکر و سپاس را داشت و از طرفی از گروه های سیاسی و مسئولینی که تحمل نقد را داشته و با جان و دل شنیدند و ان شاالله در جهت عملی کردن آنها گام برداشتند نیز تشکر کرد. ضمنا از تمام افراد و مجموعه هایی که مورد نقد ما قرار گرفتند، احیانا اگر بی انصافی و کم اطلاعی از طرف ما بوده است، از همین جا از همه ی آنها بدون هیچگونه غرور و تکبری طلب حلالیت می کنیم.

3. در این مدت فعالیت بارها توسط برخی زیربار فشارها، تهمت ها و تهدیدها قرار گرفتیم، اما هیچگاه تسلیم  تحمیل ها و فشارها نشدیم و اتفاقا اینها باعث می شد که عزم ما در برخورد و نقد آن جریانات معلوم الحال بیش از پیش شود و با توان بیشتری همان نقاط را هدف نقد قرار بدهیم. شاید یکی از مهمترین دلایل این فشارها استقلال کامل حزب الله شیراز از جریانات سیاسی، دستگاه های دولتی و برخی نهادهای انقلابی بوده است. چرا که عده ای نمیخواهند رسانه ی مستقلی که تنها تریبون مردم باشد وجود داشته باشد و حتما باید اوامر برخی از آقایان را عملی کند، وگرنه باید از صفحه روزگار محو شد. بعضی هم بدلیل مواضع و عملکرد ناصواب خود، موقعیت و جایگاه خود را در معرض خطر می دیدند و طبیعتا نباید چشم دیدن نقدی حتی از طرف یک وبلاگ را داشته باشند.

 4. امروز باتوجه به وجود پایگاه های خبری متعدد و ارزشی که روز به روز بر کمیت و کیفیت آنها نیز افزوده می شود، و پرشدن خلاء رسانه ای در فضای مجازی مانند گذشته دیگر آنچنان که باید نیازی به حضور چنین وبلاگ هایی نخواهد بود. چرا که فضای مجازی استان دیگر نباید در سطح چند وبلاگ خلاصه شود و نیروهای ارزشی باید به سمت پایگاه های خبری و حتی خبرگزاری ها بروند تا سطح تاثیر آنها نیز بالاتر برود که خوشبختانه امروز چنین امر مبارکی اتفاق افتاده است. هرچند شاید به پایگاه های خبری در سطح استان و شهر شیراز نقدهای متعددی وجود داشته باشد، اما حداقل این است که رسانه های مجازی وجود دارند که رسالت امربه معروف و نهی از منکر را انجام بدهند و در برابر اتفاقات غلط و صحیح مسئولین واکنش نشان بدهند و نگذارند کانون های قدرت و ثروت در سکوت رسانه ای هرچه میخواهند بکنند و کک کسی هم نگزد. امیدواریم پایگاه های خبری حزب اللهی در سطح شیراز با وحدت و همدلی به وظیفه خود در نظارت، نقد و مطالبه از مسئولین جدی تر و شجاعانه تر عمل کنند، تا بتوانند به عنوان رسانه ای مستقل که تنها تریبون پابرهنگان است و نه مسئول یا ارگان خاصی فعالیت کنند.

5. نهایتا جریانات سیاسی، مسئولین، و مفسدین آگاه باشند که این بیشه خالی از شیر نمی ماند و وعده امام خامنه ای حفظ الله تعالی که فرمودند :"آینده از آن حزب اللهی هاست." محقق خواهد شد و یقینا زمین به مستضعفان به ارث خواهد رسید. جریان عظیم حزب الله در چارچوب های کوچک سیاسی برخی حضرات نمی گنجد، و امروز چه در فضای جامعه و چه در فضای سایبری صدای نیروهای حزب اللهی هرچند مظلومانه اما به گوش می سد.  "تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم..."

در پایان تعدادی از خیل عظیم سایت های ارزشی فعال تر که در جهت تحقق امربه معروف و نهی از منکر فعالیت می کنند، را معرفی می کنیم تا مخاطبان محترم با مراجعه به آنها به اخبار و تحلیل های موجود در سطح شهرشیراز دست پیدا کنند. ناگفته پیداست ذکر اسامی این رسانه ها، به معنی تایید کامل آنها نیست.

والعاقبه اللمتقین

سایت های خبری:

سحاب نیوز

شیرازه

شیرازنا

روایت

دفتر مطالعات فرهنگی تمهید

موسسه فرهنگی پژوهشی اندیشه و بصیرت

کانون فرهنگی رهپویان وصال

خبرگزاری دانشجو

شیرازیس

اخبارفارس

غریو

نگاه فارس

نسیم آنلاین

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 مهر 1391    | توسط:    |    | نظرات()

هدف 90 ویترین شکاف طبقاتی

چندی پیش گزارشی تحلیلی تحت عنوان "نه شاهد دو جبهه ی سیاسی متضاد، بلکه شاهد یک صف به هم فشرده از مدافعان خط سرمایه سالاری هستیم" در سحاب نیوز منتشر شد که از دعواهای ظاهری میان سیاسیون اصولگرا و اصلاح طلب شورای شهر پرده برداشت و حقیقت امر که نشات گرفته از تفکرات اقتصادی و نگاه آنها به مسئله ی توسعه و عدالت را تبیین کرد.

در گزارش مذکور آمده بود «از آنجا که در ساختار تصمیم گیری کشور، شوراها از نهادهای مردمی و نه سیاسی به حساب می آیند ، تاثیر ایدوئولوژی اقتصادی حاکم بر این نهاد ، به مراتب مهمتر از تفکرات سیاسی اعضای آن می باشد. آنچه که در نحوه ی توزیع اعتبارات در مناطق مختلف شهر ، جهت گیری توسعه شهر ، نگاه به سرمایه گذاری و بسیاری موارد دیگر خود را نشان می دهد ، نه گرایشات سیاسی اعضا ، که بنیان های تفکر اقتصادی آنان است. پس چندان دور از انتظار نخواهد بود که در این نهاد مردمی، گرایشات سیاسی تغییر یابد ، اما مردم مناطق محروم آنچنان که باید و شاید این تغییر را احساس نکنند.در طرح هدف 90 که نماد بارزی از وجود تفکرات اقتصادی سرمایه سالارانه در شورای سوم است ، گرایشات سیاسی چپ و راست و یا اصولگرا و اصلاح طلب به کنار رفته و همگی اعضای شورا بر این طرح سراسر تبعیض مهر تایید زدند.حضور دو تفکر کاملا متضاد سیاسی، و اشتراک عمیق فکری آنها در بنیان های تفکر اقتصادیشان به خوبی گواه این مدعاست که جناح های سیاسی تنها در حوزه منافع سیاسی خود با هم اختلاف دارند و هنگامه ای که جنگ فقر و غنا در میان باشد همگی در یک صف واحد به دفاع از خط سرمایه سالاری می پردازند»

چند روز از انتشار گزارش فوق نگذشته است که یکی از اعضای جدید شورای شهر که از جانبازان دفاع مقدس و از نیروهای اصولگرا است در مصاحبه ای با یکی از سایت های جدیدالتاسیس به دفاع از طرح تبعیض آمیز هدف 90 پرداخت و مُهرتاییدی بر تحلیل منتشر شده سحاب نیوز زد تا نشان دیگری بر ادامه همان روند غلط گذشته شورای بالای شهر باشد.

وی در مصاحبه خود صراحتا طرح هدف 90 را عادلانه می خواند: «باید عرض شود که پروژه های عمرانی تعریف شده توسط شهرداری و شورای شهر توزیع نسبتا خوبی دارند. یعنی مثلا در بلوار رحمت که منطقه جنوب شهر تقریبا محسوب می شود ما سه پروژه بزرگ در دست احداث داریم ، البته خب به قولی در مناطقی مثل معالی آباد و میدان احسان هم پروژه های بزرگی تعریف شده و در دست احداث است. اما باز تاکید می کنم در مناطق جنوب شهر هم پروژه های خوبی در جریان است اگر شما هم اکنون سری به بلوار دولت ، بلوار تخت جمشید یا دیگر خیابان ها و بلوار های جدید الاحداث منطقه پنج شهرداری بزنید متوجه خواهید شد که این خیابان ها آبرومند و بر اساس اصول ساخته شده اند هم از نظر فضای سبز و هم دیگر امکانات ؛ به نظر می رسد بحث توزیع عادلانه ثروت در این مناطق تا حدودی رعایت شده است. اما در بحث جذب و هدایت سرمایه گذاری ، اعتقاد و انتقاد خود بنده به شهرداری بر این هست که در مناطق و بافت مرکزی شهر با توجه به اینکه هویت مذهبی شهر در این مکان قرار دارد پروژه های اصطلاحا زنده و تحول آفرینی در این قسمت چندان تعریف نشده است. البته الان خوشبختانه از طریق حمایت و کمک های دولتی پروژه احداث و توسعه حرمین احمدی(ع) در دست احداث است البته انتظار ما این بود که پروژه های سرمایه گذاری هدف 90 بیشتر به سمت توسعه این مناطق سوق داده شود که متاسفانه این امر محقق نشد

این در حالیست که قبلا سحاب نیوز و برخی پایگاه های خبری استان فارس در گزارشات متعدد و مستندی از ابعاد طرح تبعیض آمیز هدف 90 پرده برداشته بودند.

اما صرفا جهت یادآوری مسئولین امر دوباره برخی از آمارهایی که براساس مستندات خود شورای شهر منتشر شده است را ذکر می کنیم:

بنا به آنالیز اطلاعات منتشر شده از سوی سایت رسمی شورای شهر، از مجموع 283 میلیارد تومان اعتبارات پروژه های هدف90 ، معادل 15% در جنوب شهر بوده و مابقی مصروف پروژه های عمرانی و فضای سبز نیمه شمالی شهر می‌گردیده است.

از پروژه‌های 9 گانه فضای سبز مصوب در این طرح، تنها یک پارک در جنوب شهر قرار داشته و 8 پارک دیگر جملگی در شمال شهر مکان‌یابی شده بودند.

اعتبارات پروژه‌های ترافیکی در هدف 90 ، بیش از 190 میلیارد تومان بوده که از این رقم 84% آن در شمال شهر قرار داشته است.

به راستی تنها با اشاره به همین چند آمار ذکر شده و مستندات فراوانی که جریانات مردمی و دانشجویی طی این سالها تهیه کردند، بازهم می گوییم که طرح هدف 90 عادلانه بوده است؟ یا مسئله را باید در جای دیگری جستجو کرد؟! اگر اقایان کمی وقت بگذارند و به مناطق جنوب شهر سربزنند خواهند دید که امروز با تحقق چنین طرح هایی که برآمده از تفکرات سرمایه سالارانه و توسعه غربی است، شیراز تبدیل شده است به ویترین شکاف طبقاتی.

«وقت آن رسیده که به جای بررسی تفکرات سیاسی اعضای شورای شهر ، بنیان های تفکر اقتصادی آنان و تاثیر آن بر مسیر توسعه شهر، مورد توجه قرار گیرد. به نظر می رسد اگر تقسیم بندی شورا از اصولگرا و اصلاح طلب به عدالتخواه و توسعه طلب (توسعه به معنای غربی آن ، که توام با تبعیض است و با پیشرفت همرا با عدالت تفاوت های بسیار دارد) تغییر یابد آنگاه دانسته می شود که در ساختمان سه طبقه خلدبرین ، نه شاهد2 جبهه ی سیاسی متضاد ،که شاهد یک صف به هم فشرده از مدافعان خط سرمایه سالاری هستیم. جبهه واحدی که در عین اعتقاد به " هر که پولش بیش ، حقش بیشتر" دارای تفاوت های سیاسی بسیاری با یکدیگر هستند. تفاوت هایی که البته در آن هیچ خبری از دفاع از حقوق محرومان دیده نمی شود

نوشته شده در تاریخ جمعه 7 مهر 1391    | توسط:    |    | نظرات()

كاش كرامت را یكی برایمان هجی كند

آخرین ساعت‌های روز سه‌شنبه را با خستگی‌هایش به دوش می‌كشیدم كه در میان مرفه‌ترین نقطه كلان‌شهر فرهنگی شیراز، خانواده‌ای نظرم را جلب كرد، خانواده‌ای دیگر كه  آوارگی‌هایش را بر زمینی رها در میانه شیراز، پهن كرده است.

به گزارش خبرنگار ایسنا از شیراز، تلاشم برای راضی كردن آنان و انعكاس دردهایشان جز مخالفتی توام با شرم و نگرانی، نتیجه‌ای نداشت.

مرد نبود و زن نگران آن‌كه شاید آشنایی درد آنان را ببیند و به‌جای مرهم با نمك به سراغ زخم دلشان بیاید، نمكی كه مدت‌هاست زخم‌هایشان را می‌سوزاند و امروز آنان را به كنار خیابان قصردشت كشانده است، منعكس شدن حرف‌هایشان و وضعیت‌شان را نخواست!.

دیشب تمام طول طولانی خیابان را تا خانه در اندیشه روزهای دهه كرامت هستم روزهایی كه كرامت یك خانواده چنان زیر لگدهای سخت زندگی واقعی، له می‌شود و همه به‌فكر خوب برگزار شدن مراسم‌هایی هستند كه برنامه‌ریزی كرده‌اند، به فكر گذاشتن پا جای پای اهل بیت(س)، به فكر برگزاری هرچه باشكوه‌تر دهه كرامت.

امروز، چهارشنبه بود و بار دیگر به سراغ آنها آمدم، در میان ازدحام آفیش‌های رنگ‌رنگی كه سازمان‌ها در دهه كرامت برایمان ارسال كرده بودند، و امروز حرف‌های مرد شنیدنی بود كه می‌گفت: در این واویلا، وانفسایی كه آدم‌ها كنارت راه می‌روند اما تو را نمی‌بینند، پایت را لگد می‌كنند و به شانه‌هایت می‌كوبند تا چند گام زودتر از تو به چهارراه و چراغ قرمز برسند، اگر رانده شوی، اگر درمانده شوی، اگر راهی برایت باقی نمانده باشد، چه كسی دست تو را بدون آنكه دست دراز كنی! خواهد گرفت؟

این واژه‌های مردی است كه امروز به اجبار خانه‌اش را به‌دوش گرفته و در اوج استیصال، خانه‌به‌دوشی را با همه تلخی‌هایش تجربه می‌كند، مردی كه شاید مانند بسیاری از شهروندان این شهر و هزاران شهر دیگر ایران، به گمانش هم خطور نمی‌كرد روزی خانه‌اش چادری باشد وسط زمینی كه تعلقی به او ندارد.

مرد اشك نمی‌ریزد، شانه‌هایش هم از گریه نمی‌لرزد كه دیگر اشكی برای ریختن ندارد، او در خلوت و تنهایی همراه با شریكی كه هنوز هم رهایش نكرده، دردهایشان را به میان سفره كوچكشان آورده و بین خودشان قسمت كرده‌اند.

به گزارش ایسنا، كنار خیابان قصردشت در ساعتی از ظهر روز چهارشنبه، پنجم مهرماه، زمانی كه كمیته امداد چادرهای جشن اكرام را در گوشه گوشه شهر پهن می‌كند، زیر آسمان و در كنار یكی از هزاران صندوق صدقه، نشسته‌ایم و رهگذران و ماشین‌های فاخری را با نگاه شماره می‌كنیم كه هیچ حواسشان به وسط زمین خالی مانده نیست.

مانده‌ام كه واژه اكرام را در دهه كرامت چگونه برای شهروندی هجی كنم كه هم‌اكنون در تامین معاش خانواده‌اش مانده، مردی كه تا دیروز شاید او هم به اطرافش بی‌توجه بود و هیچ كس را جز خودش نمی‌دید.

اگرچه باور بی‌خانمان‌ شدن برای هیچ كس آسان نیست، باور اینكه روزی میان زمینی، مجبور شوی آنچه برایت باقی مانده‌ است را تلنبار كنی تا اگر طلبكاری آن را نبرده، آفتاب و باد و باران، بسوزاند و بپوساند و خیالت را راحت كند، اما باور كنیم كه به‌سادگی همین لحظه كه به نداشتن خانه و كاشانه، از دست دادن همه داشته‌هایی كه هرچند اندك اما در مدت زندگی جمع‌ كرده‌ایم، می‌اندیشیم، ممكن است اتفاق بیفتد هرچند خداوند بر همه چیز قادر و توانا است.

به گزارش ایسنا، مرد می‌گوید: روزها برای فرار از نگاه‌ها و حرف‌ها و آفتابی كه فقط برای ما گرما را معنا می‌كند! به میان درختان پارك می‌رویم و شب‌ها برای خواب به چادرمان پناه می‌بریم.

مرد، چه دشوار است كه مرد بخواهد از نداشتن‌هایش بگوید، از اینكه كودكش باید وضعیتی را تحمل كند كه هیچ كس جز سرنوشت و سادگی و... برای او رقم زده است، سرنوشتی كه پشت یك تصادف، یك اعتماد بی‌پشتوانه، یك.... خود را پنهان ساخته.

پاها توان كشیدن وزنم راندارد، شاید این بغض من، نشانه غلبه احساسات باشد،‌ اما می‌دانم كه تمام تفاوت انسان با دیگر موجودات همین احساساتی است كه گاهی او را با بغض و اشك دمساز می‌كند و گاه تمام وجودش را سرشار از شادی و شغف می‌سازد.

اینجا خانواده‌ای با استیصالی خودساخته دست و پنجه نرم می‌كند و آنسوتر روی بنری خوش رنگ، از دهه كرامت و از خاندان كرم و مروت، از ضامن آهو، از ثامن‌الحجج(ع) برای مردم نقل‌ها شده است، مردمی كه بی‌تفاوت به من، به تو، به خانواده‌ای كه روزهاست اینجا زیر آسمان كلان‌شهر شیراز، سومین حرم اهل بیت(ع)، درمانده از قهر روزگار، مقیم شده و روزشمار زندگی را با وسعت نظر به رحمت خداوندی، بی‌هیچ هیاهو و جنجالی، شماره می‌كند.

مرد آرام‌تر از همه آدم‌هایی كه بی‌تفاوت‌تر از همیشه از خط او عبور می‌كنند، تمام كلامش را پر می‌كند از امید به خداوند و مقدراتی كه تمام باورش است و گرم دست می‌دهد و تنها نگرانی‌اش، احساسی است كه شاید مخاطبان خبر او در موردش داشته باشند.

آن مرد در اوج استیصال حاضر نیست دستان زحمت كشیده‌اش را كه مدت‌ها با رنج روزی خود و خانواده‌اش را با مرارت كسب كرده، مقابل هر كس در قبال آسایشی ظاهری، دراز كند، اما به یادمان باشد كه این نیز آزمونی دیگر برای امتحان كرامتی است كه از آن دم می‌زنیم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 مهر 1391    | توسط:    |    | نظرات()

گزارش تصویری بهشت خاکی در سومین حرم اهلبیت (ع)

نمایشگاه آبی، خاکی با عنوان "بهشت خاکی" به مناسبت هفته دفاع مقدس در انتهای بلوار شهید چمران شیراز، جنب سد نهر اعظم به همّت بسیج شهدای پتروشیمی شیراز و پایگاه بسیج مسجد امام رضا(ع) برپا شده است.

این نمایشگاه تا 7 مهر ماه از ساعت 18 تا 23 پذیرای عموم مردم ولایتمدار شیراز می باشد.

نمایشگاه دارای قسمت های مختلفی از جمله غرفه های معرفی شهدای شاخص، جنگ نرم، آسیب شناسی شبکه های ماهواره ای، نقاشی کودکان، گیم نت با بازی های تولید ملی، عدوات و تچهیزات نظامی و ... می باشد و هرشب بعد از اذان مغرب، مانور آبی خاکی روی سد نهر اعظم همراه با نورافشانی برگزار می شود.




بقیه عکسها در ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 مهر 1391    | توسط:    |    | نظرات()

وقتی عوامل فتنه قبای شیراز با اراذل و اوباش به هم می پیوندند

حمله به یک یادواره شهدا در شیراز

چند روز پیش خبری در برخی رسانه های استانی خبرساز شد با عنوان "حمله اراذل و اوباش به یک یادواره شهدا در شیراز".

خبرنگار نگاه فارس با بررسی این موضوع،طی گزارشی ابعاد تازه ای از این حادثه را بازگو کرده است.

روز شنبه دوم مهر سال 91 عده ای اراذل و اوباش در پارک شکوفه میدان دفاع مقدس شیراز واقع در پشت بیمارستان زینبیه با اسلحه به محل برگزاری یادواره شهید خادم صادق حمله و با تیراندازی به سمت محل استقرار نیروهای اجرائی و مکان برنامه باعث بروز ناامنی و به دنبال آن تخلیه محل از نیروهای اجرائی و مردم می شود.بگونه ای که سه نفر از مردم در این حادثه زخمی شدند.

به دنبال بروز این حادثه و درخواست مردم محل،نیروهای امنیتی سپاه فجر استان وارد عمل شده و طی عملیاتی در روز یکشنبه سوم مهر ماه تعداد 4 نفر از اراذل و اوباش را دستگیر می نمایند.

بعد از انجام عملیات دستگیری اراذل و اوباش با هماهنگی بسیج محله،اقدام به اجرای رژه موتوری و مانورقدرت با حضور 400 موتور سیلکت بسیجی می شود که این موضوع با استقبال اهالی محل روبرو شده تا جایی که برخی از شهروندان شهر شیراز تقاضای اجرای اینگونه عملیات ها را در دیگر محله های شهر شیراز داشته و درخواست برقراری امنیت را در محله های خاص از شیراز توسط بسیج و سپاه را می کنند

به گزارش خبرنگار نگاه فارس، یکی از دستگیر شدگان عملیات روز یک شنبه از عوامل فتنه مسجد قبای شیراز بوده است.

گفتنی است عوامل فتنه مسجد قبای شیراز در روز قدس سال 1389 نیز با حمله به مردم روزه دار شهر شیراز عده ای از مردم را با زبان روزه مورد ضرب و شتم «جراحت» قرار دارند که گزارش های مفصل و تصویر آن فضای مجازی وجود دارد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 مهر 1391    | توسط:    |    | نظرات()

از چراغ بیت‌المال علی(ع) تا چلچراغ نمایندگان مجلس!

علی رغم اینکه نمایندگان مجلس علاوه بر حقوق ماهیانه هزینه‌هایی هم بابت مسکن، ماشین، دفتر و بلیط هواپیما برای رفت و آمد به حوزه انتخابیه از مجلس دریافت می‌کنند اما همچنان برخی از آن‌ها حقوق خود را مکفی نمی‌دانند.

در همین زمینه متاسفانه اخیرا دو تن از نمایندگان استان فارس حقوق دو و نیم میلیونی را کافی ندانسته و خواستار افزایش آن شده اند.

حالا بهتر می فهمیم چرا از مجلس شورای اسلامی ما صدای دادخواهی از محرومین، پابرهنگان و طبقه مستضعف جامعه،آنچنان که علی(ع)می گفت«:الله الله فی الطبقه السفلی...خدا را خدا را درخصوص طبقات پایین ومحروم جامعه که هیچ چاره ای ندارند»بلند نمی شود. چون درصورتی می توانی فریاد بزنی که خودت به چیزی بسته نباشی واگر پیرو علی فریاد دادخواهی سر دادی مجبوری همانطور که علی می گفت زندگی کنی.

امیرالمومنین(ع) فرمود:ائمه حق وحاکمان درحکومت اسلامی و روحانیون وعلمای دین وحاکمان دین باید سطح زندگیشان از سطح متوسط مردم به پایین باشد تا بتوانند دین را درست تبلیغ و درست اجرا کنند.


سطح متوسط زندگی مردم را همه دارند می بینند، این دیگر نیاز به اعداد و ارقام ندارد حالا مقایسه کنید باسطح زندگی نمایندگانشان سطحی که بواسطه نماینده بودن و باقانون مصوب خودشان به آن رضایت داده اند.تسهیلات مسکن، خودرو، راننده وتسهیلات مالی بلاعوضی مانند 100میلیون تومان سال گذشته و حتی داستان تلخ حقوق مادام العمر! وحالا هم که ریش و قیچی را دست خودشان دیدند چرا برای چندصدمیلیون تومان جهت رفاه حال خودشان کلاه قانونی نگذارند؟


در زمانه ای که بواسطه تحریم ها و ناکارآمدی مسئولین در دولت و مجلس و اخلال در بازار توسط سودجویان بیشترین فشار بر توده های مردم تحمیل می شود، و بیشتر از همیشه پای انقلاب و نظام ایستاده اند، شما آقایان نماینده مدعی اصولگرایی با چه رویی چنین طلبی می کنید؟ مگر شما با بقیه مردم چه تفاوتی دارید که اینچنین طلبکارانه به بیت المال نگاه می کنید؟ وقاحت زمانی به اوج می رسد که وضعیت خود را با نمایندگان دیگر کشورها مقایسه می کنند، فاین تذهبون؟!


راجع به مسکن و هزینه های چندصد میلیونی که به این بهانه به نمایندگان داده می شود، در این مورد باید مثل سایر کارکنان دولت عمل شود و خانه های سازمانی برای این منظور درست شود تا برای همه دوره ها هر نماینده ای که مایل بود درآنها ساکن شود اگر نه که نماینده با پول خودش هرطور مایل بود زندگی کند.


امیرالمومنین که تالحظه شهادتشان مدام داد ازطبقات محروم وستمدیده می زد برای این بود که دنیا را سه طلاقه کرده بود وبه فرموده خودش «درحالی که می توانست ازعسل پاک ومغز گندم وبافته های ابریشم برای خودش غذا ولباس فراهم آورد»،تسلیم هوای نفس نشد واز دنیا به دو جامه فرسوده و دوقرص نان رضایت داد.

آقایان مدعی اصولگرایی و ولایت که دقیقا با همین ادعاها از مردم رای گرفتید قسم حضرت عباس شما را باور کنیم یا دم خروسی که مدت هاست بیرون زده؟! حضرات اصولگرا از این جبهه و آن جبهه چرا اعتراضی نمی کنید یا عده ای هم اعتراض می کنید که چرا حقوقمان کم است؟! کمی رفتار و منش خود را با فرمایشات ولایت تطبیق دهید، خواهید دید میان شعار و عمل هزاران فرسنگ فاصله است:

 

«آن وقتى كه جوان حزب‌اللهى ما به جهاد یا به سپاه یا به فلان وزارتخانه مى‌رفت و به او مى‌گفتند كه چه‌قدر حقوق مى‌خواهى، مى‌گفت این حرفها چیست، مگر من براى حقوق آمده‌ام؟ اصرار مى‌كردند كه بالاخره زندگى خودت و زن و بچه‌ات باید بگردد؛ یك چیزى بگیر. به نظر شما اینها افسانه است؟ به نظرم اگر شما بروید در دنیا این را نقل كنید، چنانچه كسى وضع چند سال قبل ما را ندیده باشد، خواهد گفت كه افسانه است؛ ولى این واقعیت است. این رویداد، در همین ایران و در همین تهران و در همین وزارتخانه‌هاى ما اتفاق افتاد؛ یكى، دو مورد هم نبود. نماینده‌ى مجلس وقتى اول بار به او حقوق دادند، خجالت كشید حقوق را بگیرد! بعضى از دوستان ما در دوره‌ى اول نمایندگى مجلس، شرمشان آمد و ننگشان كرد كه حقوق بگیرند! گفتند ما حقوق بگیریم؟!»


«من الان اعلام مى‌كنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم كه آن وقتى كه آقایان امكانات شخصى دارند، حق ندارند از امكانات دولتى استفاده بكنند. اگر ماشین دارید، آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل كارتان بیایید؛ ماشین دولتى یعنى چه؟ واللَّه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمى‌گرفتم كه مرتب ملاحظه‌ى جهات امنیتى را توصیه مى‌كنند، بنده با ماشین پیكان بیرون مى‌آمدم»


«مسؤول نظام جمهوری اسلامی حق ندارد به اعیان و اشراف و پولدارها نگاه کند و زندگی خود را با آنها بسنجد؛ حق ندارد خود را با نظایر و اشباه خود در حکومتهای طاغوتی بسنجد. آری؛ در دستگاههای طاغوتی، یک وزیر، یک مدیر کل و یک رئیس، از زندگیهای آن‌چنانی برخوردارند؛ ما هم امروز بیاییم و خود را با آنها بسنجیم و بگوییم ما هم وزیر و مدیریم!؟ نه؛ در نظام اسلامی این‌گونه نیست. در نظام اسلامی، این مأموریت، طعمه نیست؛ یک مسؤولیت و یک خدمت و یک وظیفه بر گردن انسان است»


 «برادران! من و شما داریم از آن ذخیره مى‌خوریم؛ فراموش نكنید، آن را مردم دیدند. نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شكل یك اسوه نگاه كنند؛ مردمى كه خیلیشان از اولیات زندگى محرومند».


«...مگر اعتماد مردم باقی می ماند؟ مگر مردم کورند؟ آقایان مگر مردم نمی بینند که ما چگونه زندگی می کنیم»


حال  خودتان قضاوت کنید دراین شرایط بد اقتصادی، مردم با این اقدامات و سخنان شما چقدر می توانند نسبت به نمایندگانشان اعتماد داشته باشند؟


«پیوند حقیقى با مردم، مستلزم حضور در میان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگى آنان است. ساده زیستى و پرهیز از اسراف و پرهیز از هزینه كردن بیت‌المال در امور شخصى و غیر ضرورى، شرط لازم براى حفظ این پیوند است. ترویج فرهنگ اشرافیگرى و تجمل و سفرهاى پرهزینه و بیهوده‌ى خارجى از كیسه‌ى مردم، دور از شأن نمایندگى و عامل گسیخته شدن پیوند نماینده با مردم است.»

«نمایندگان محترم غالباً وابسته به قشرهای متوسط و برخاسته از متن توده‏‌های میلیونی مردم‏‌اند، توقع می‌رود كه میان آنان و توده‏‌های مردم به ویژه مستضعفان و محرومان، رابطه‏‌ای مداوم برقرار باشد و رنجها و محرومیتها و خواستهای حقیقی و فوری این قشرها، در مجلس كه خانۀ ملت و محل امید آن است، انعكاسی شایسته بیابد. نماینده‏‌ای از همت و نظر بلند برخوردار است كه از صف صدرنشینان و برخورداران عبور كرده خود را به دورافتادگان و كوته‌‏دستان برساند و با آنان و برای آنان باشد.»


یا آنجا که امام خمینی(ره) فرمودند: «وكلای مجلس از طبقه ای باشند كه محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشنیان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی توانند بفهمند.»

شیرازه

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 مهر 1391    | توسط:    |    | نظرات()

انتقادحجت السلام انجوی نژاد از حضور سرداران در فوتبال+صوت

دانلود صوت
امشب با نگاهی به بحث دفاع مقدس و حفظ ارزش های زمان دفاع مقدس، یک بحث ورزشی را خدمتتان عرض می کنم.
فوتبال هم یکی از بحث های خیلی مهم، و انرژی زا و شادی آفرین برای جامعه جهانی شده. درست یا غلط، هست. یعنی یکی از موارد موثر در زندگی و روحیه و شادی مردم است. مجازی یا حقیقی بودنش، من یک زمانی اعتقاد داشتم مجازی است، ولی الان فهمیده ام همه ی دنیا مجازی است! این هم یکی از مجازهاست.
مثلا فرض کنید وزیر اقتصاد، تلاش زیادی بکند که وضع رفاه مردم بهتر شود. رفاه مردم بیشتر شود، چه می شود؟ شاد می شوند. فوتبال هم دارد همین کار را می کند!
بحث سر این است که حقیقی، آن نیست که چشیده شود. کل دنیا مجاز است. اصلا حقیقی نداریم.
مثلا اگر کسی مرغ بخورد شاد می شود، ولی اگر همان میزان پروتئین را به او تزریق کنی، شاد نمی شود! گرچه همان حُسن را دارد.

و بحث ورزش، فوتبال و قهرمانی، چیزهایی است که امروز ملت ما را شاد می کند. روحیه شان را بالا می برد. و تاثیرش اصلا قابل انکار نیست. و مهم ترین ورزشی هم که امروز تاثیر دارد، فوتبال است که البته در دنیای امروز، سیاسی به آن نگاه می کنند، اقتصادی نگاه می کنند، شادی‌بخش نگاه می کنند، مقبولیت جهانی دارد برای آن کشور و تیم. ایران وقتی درفوتبال مطرح می شود، جهان هم یک نگاه دیگر دارد. روی مردم تاثیر می گذارد. مثلا برزیل را اغلب مردم جهان دوست دارند، چون فوتبالش زیباست. چون شادشان می کند. در نتیجه کشور برزیل را هم دوست دارند.
درست یا غلطش را کاری نداریم، ولی این سیستم در جهان جا افتاده است.

مشکل امروز فوتبال ما این است که هیچ کدام از این ها اتفاق نمی افتد! نه سود اقتصادی دارد. از پول بیت المال دارد خرج می شود. وقتی مردم را شاد می کند همه ساکتند، ولی وقتی نکند همه شاکی اند. چون این پول را از بیت المال ایثار کرده ایم، که شاد شویم.
نه سود بخشی اقتصادی دارد، نه مقبولیت جهانی و خیلی مسائل دیگر.

حالا بحث ما فوتبال نیست.
دو تا مسئله داریم در اشکالاتی که در ورزش و فوتبال است.

اول - ایران، فرهنگش مال خودش است. ایرانی جماعت در اثر اشرافی گری و تمول بیش از حد، فاسد می شود. فرهنگ ما، مال خودمان است. مثلا ممکن است در کره جنوبی یا چین یا آمریکا و غرب، افرادی باشند که پولشان از پارو بالا می رود و تا 200 سال آینده هم اگر بخواهند طلا بخورند، دارند، اما در روحیه کاری‌شان تاثیر نمی گذارد. این فرهنگ غرب است. مثلا رئیس کارخانه دوو، با اینکه همه چیز دارد، روزی 4 ساعت می خوابد! یعنی در اثر تمول و رفاه، در پول جمع کردن و کار کردنش نقص ایجاد نمی شود.
ولی ایران ما فرهنگ خودش را درد. وقتی پول و اشرافی‌گری می آید، ایرانی احساس می کند دیگر نباید زحمت بکشد! خیلی کم داریم ایرانی ای که از نظر رفاه به حد اشرافی گری برسد و باز هم بدود و عرق بریزد.

الان مهمترین مشکل ما در فوتبال این است که بازیکنان خوب، وقتی به رفاه می رسند، دیگر حاضر نیستند خوب بازی کنند! یک زمانی که پول نبود، می گفت بازی می کنم که مردم خوشحال شوند. الان دیگر مردم مهم نیستند! پول مهم است! لذا دیگر حاضر نیست برای مردم بدود.

در ورزش های دیگر هم اگر امتحان کنند، مطمئنا به همین جا می رسد. در کشتی و وزنه برداری و تکواندو هم اگر این مدلی پول تزریق شود، مطمئن باشید این ها دیگر نمی دوند! دیگر عرق نمی ریزند. چون فرهنگ شادی آفرینی برای مردم، تبدیل می شود به فرهنگ پول جمع کردن و برج ساختن - مثل بازیکنان امروز ِ ملی فوتبال ما - و تعاونی تشکلی بدهیم و .. این دیگر طبیعتا ارزشش می رود سراغ برج و خانه و زندگی شخصی اش. برای خوشحالی مردم نمی دود. و اگر ببازد، ناراحت نیست چون پولش را دارد! دنبال این پول بوده نه دنبال خوشحالی مردم. آن زمان اگر می باختند و دوهفته در خانه می ماندند و گریه می کردند، برای این بود که طاقت دیدن ناراحتی مردم را نداشتند.

پس ما تحمل اشرافیت را نداریم. در صنعت و بقیه مسائل ما هم اینطور است. منظور فقط فوتبال نیست، این یک بحث اجتماعی و جامعه شناسی است.
بنابراین در جامعه ما نباید آنقدر به کسی بدهی که دیگر نخواهد بدود!

دوم - در توزیع مسئولیت های بقیه صنف ها، مثل اقتصاد، مثل وزارت دفاع، وزارت کشاورزی،
خیلی جاها آیه شریفه قرآن که می فرماید امانت ها را به اهلش بسپارید را ما داریم انجام می دهیم. سیستم قوه ی مجریه، قوه ی قضاییه و .. مثلا وزیر کشاورزی تخصص کشاورزی دارد، وزیر اقتصاد میگویند نخبه ی اقتصاد است، وزیر علوم پزشکی پزشک است! امانت را بدهید دست اهلش. قاعدتا باید اینگونه باشد.
اما سوال این است که آقای علی آبادی و آقای عباسی چه ارتباطی با ورزش دارند !؟ این ها کجای ورزش بودند؟  مگر قرآن نفرموده امانت را به اهلش بسپارید؟
اینجا اشکال دوم پیش می آید؛ مدیریت غیر ورزشی و غیر متخصص.

سوم - وصل شدن این جریان به دفاع مقدس. یکی از بدترین نوع امانت را به اهل نسپردن، همین جاست.
چند سال قبل هم گفتم، وقتی دیدم فرمانده زمان جنگم - سردار بنی اسد - را گذاشته اند مسئول باشگاه ابومسلم، یک نامه خصوصی نوشتم که بعد رسانه ای شد. که ایشان هم زحمت کشید و تماس گرفت و گله کرد و گفت که من هدفم فقط تغییر فرهنگ ورزش بود که در این زمینه وارد شدم.

آن زمان گفتم که سپاه پاسداران، ارتش، نیروی انتظامی، اجازه ندهد سرداران دفاع مقدس ما هزینه ی فوتبال بشوند و اعتبارشان زیر سوال برود. گفتم طرح ممنوعیت بگذارید برای هزینه شدن ارزش های دفاع مقدس در ورزش؛ با این مشکلاتی که الان گفتیم. یعنی مسئولین غیرمتخصص و اشرافی گری متداول! سردارهای دفاع مقدس ما نباید اینجا هزینه بشوند.

من همان زمان به سردار بنی اسد گفتم، من شاگرد شما بوم، بسیجی شما بودم، ما زیر دست شماها بزرگ شدیم، ولی حاج آقا نمی توانید کاری بکنید! و یک سال و نیم بعد هم همین شد و نتوانستند.
مشکل ورزش ما مشکل ساختاری است. گفتم این همه سابقه ی زیبای زمان جنگ را اینجا هزینه نکنید. ما اذیت می شویم می بینیم شما با آن سابقه رفتید در برنامه 90، چانه می زنید که پنالتی ما را نگرفتند! این در شأن شما نیست!
شأن دفاع مقدس این بود که امام (ره) در آن زمان دست فرماندهان جنگ و بسیجیان را می بوسید.

آقا می خواهد فرهنگ 100 ساله ی باشگاه پرسپولیس را عوض کند! مگر می توانید !؟ اگردلسوز ورزش هستید، خودتان یک تیم تاسیس کنید! این تیم ها هواداران صدساله دارند با فرهنگ جا افتاده! با پیشکشوتان و ریش سفیدها و موسفید کرده هایی که 70 سال است متولی این جماعت اند! شما یک تنه زدی به خط می خواهی فرهنگ را عوض کنی !؟!
نتیجه این می شود.
مثلا تجربه ی تیم فوتبال شهید سپاسی شیراز؛ خیلی سالم تر است! برای خودشان تاسیس شدند، هرچه با اخلاقی در فوتبال است مال این تیم است.
حالا سردارها آمده اند کار می کنند و من باز هم روی این حرف دارم که سردارها اینجا هم نباید هزینه بشوند.
همین هزینه ای هم که شهید سپاسی در سال دارد کار می کند، با اینکه هزینه اش به نسبت بقیه بسیار پایین تر است و بازدهی اش بسیار بالاتر، باز هم بنظر من با این هزینه، شادی بیشتری برای استان فارس می شد ایجاد کرد! با 4 میلیار د در سال. دو فصل تعطیلش کنند، با 8 میلیارد یک مجموعه تاسیس کنند، ببینند چقدر می شود شادی ایجاد کرد.

باز هم ما خوشحالیم که بهترین حالتی که ارزش ورود پیدا کرده به فوتبال، این مدلی است! آدم خیالش راحت باشد که بازیکنش رعایت می کند و اینگونه است و حرمت دین را حفظ می کند. ولی یک آدم دفاع مقدسی بزند به بدنه ی پرسپولیس، مگر شما می توانی تغییر ایجاد کنی !!؟ این 80 سال فرهنگ پشتش خوابیده است!

بعد چه اتفاقی می افتد؟
حبیب الله کاشانی اسطوره ی دفاع مقدس ما می شود "حیا کن، رها کن" !! بچه رزمنده های تهران روی سر حاج حبیب قسم می خورند! تقدس دارد، نباید 100 هزار نفر در استادیوم هو بکشند برای این آدم! چرا این پست را قبول کردید !!؟
مگر شما مال خودت هستی آقای رویانیان !؟ آقای کاشانی مگر شما مال خودت هستی !؟

 شما ارزش سرداری ات را از ارزش های انقلاب اسلامی گرفته ای. ما تحمل نداریم این ها زیر سوال برود. شمایی که اینکاره نیستید چرا این پست ها را قبول می کنید !!؟ ادبیات استادیوم های ما اصلا جور در نمی آید با دفاع مقدس و سرداران ما. کاش این لقب سردار را نمی بستید به خودتان! ما تعصب قائلیم برای بزرگان دفاع مقدس‌مان.

بعد شماها این همه اعتبار داشتید ؟؟ میلیاردی؟ کاش جای دیگر مصرف می کردید. ما نمی دانستیم شما اینقدر اعتبار دارید!
قبلش که برای هیئت و تشکیلات می آمدیم برای 50 هزار تومان، می گفتید نداریم که! یک دفعه به فوتبال رسید این اعتبارها از کجا پیدا شد !!؟
من حرفم این نیست که این پول ها از کجا آمده، حرفم این است که اگر این پول ها می توانست بیاید، می شد در یک جای درست تر خرج کرد! در جایی که شأن شما باشد!

بعد چه می شود؟ سردار مملکت ما با این همه توانایی که نشان داده، با مدیریت بسیار بالا، در برنامه 90 مسخره می شود.
آقا آمده است در بدنه ی فوتبال، امیر حاج رضایی را نمی شناسد !! وقتی تماس تلفنی می گیرد می گوید آقای مهندس !! و آقای فردوسی پور می خندد! امیر حاج رضایی ِ موسپید ِ همه ی هستی کارشناسی ورزش و فوتبال ما را نمی شناسی؟ خب معلوم است مسخره می شوی!
یا ادبیات نظامی به کار می برید.
یا حرف هایی که - من خوش تیپم !!! - درشأن شما نیست. سیمای این بزرگان، پیشانی و محاسن این بزرگان به این ادبیات ها نمی خواند! این ها را واگذار کنید به کسانی که بهشان بخورد.
ما بچه بسیجی ها و رزمنده ها داریم خجالت می کشیم کف جامعه. چرا در این ورزش ها دخالت می کنید؟؟
پریشب یک فوتبالی قدیمی ما، طعنه می زند که آقایان آرزو دارند با علی کریمی عکس بگیرند! سرداران دفاع مقدس ما آرزو دارند با فوتبالیست ها عکس بگیرند !!؟
چرا با شأن خودتان این کار را کردید؟

پیشنهاد مشخص بنده به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به ارتش جمهوری اسلامی و به نیروی انتظامی محترم این است که طرح ممنوعیت حضور سرداران در جاهایی که شأنشان نیست و هزینه نکردن آبرو و ارزش های انقلاب اسلامی را تصویب کنند. اجازه ندهند در این جور کارها وارد شوند.
این ها در مدیریت کشور می توانند کولاک کنند. نباید در استادیوم ها مورد مضحکه واقع شوند!

می گویند ما سربازیم هرجا بگویند می رویم! آقا امیرالمؤمنین می فرماید اگر پستی به تو پیشنهاد شد و اینکاره نبودی، خیانت به اسلام، خیانت به رسول خدا و خیانت به خداست اگر این پست را قبول کنی.

هیچ کس الا ولایت فقیه حق ندارد به شما پستی پیشنهاد بدهد و شما بگویید چشم! ولی فقیه گفت بگویید چشم. وگرنه رئیس جمهور و وزیر بگوید برای ما حجت نیست. باید ببینیم اینکاره هستیم یا نه!
من آخوندم، شما سرداری، ما اجازه نداریم حیثیت آخوندی و سرداری‌مان را حراج کنیم. چون مال ما نیست این حیثیت. مال اسلام است، مال انقلاب است، مال ارزش هاست.
برای دفاع مقدس ما یک عده افراد ارزشمندند؛ حبیب کاشانی ها، آجرلوها، رویانیان ها. این ها ارزشمندند. متولیان نباید اجازه بدهند این ها هزینه شوند.
حالا آن متولی که به این شخص گفته برو فلان جا، بی شعور بوده! این فرد باید مقاومت کند، شما مال خودت نیستی! شما الان باید در شلمچه خاطره بگویی، باید درمدیریت کشور کار جهادی ات را انجام بدهی.
با این جماعت نمی توانید کار کنید!

آقای بنی اسد شاهد ماجرا هستند، بهشان گفتم حاج آقا نمی توانید. بعد با چه بی اعتباری از ابومسلم و تشکیلات کنار کشیدند.
الان هم دارم می گویم؛ سرداران نمی توانند اینجا کار کنند. فرهنگشان فرق دارد.
خیلی دلسوز ورزش مملکت هستید، شروع کنید. مدرسه بزنید، دبیرستان فوتبال بزنید، از صفر شروع کن بساز. حداقل مثل فجر شهید سپاسی باشید.
نزنید در وسط بدنه استقلال و پرسپولیس.

مردم می گویند شما دنبال شهرت هستید، خوب نیست این حرف ها پشت سر شما باشد.
کسی که واقعا می خواهد برای ورزش مملکت دلسوزی کند، ریشه ای کار می کند.

این ها را از سر ِ درد گفتیم و بنظرم رسید همین هفته ی دفاع مقدس بهترین وقت است که بگوییم و بنده نارضایتی خودم را اعلام کنم.
مطالب مرتبط:
وبلاگ حجةالاسلام انجوی نژاد | سلام آقا مصطفی !!!!!!!؟ | آذر 87
+
راسخون | انتقاد شدید انجوی نژاد از سردار بنی اسد مدیرعامل باشگاه ابو مسلم
+
روزنامه قدس | از نامه انجوی نژاد تا مذاكره تلفنی با هدایتی؛ زیر پوست ابومسلم چه می گذرد !؟
+
بنی اسد در گفت وگو با فارس | همان فرمانده سابقم و دو میلیارد تومان هم پول ندارم
+ خبر آنلاین | همرزمان شهیدان باکری ، خرازی و کاوه چگونه راهی فوتبال شدند؟ / قصه ۲۰ سال سرداران پا به توپ

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مهر 1391    | توسط:    |    | نظرات()

روستایی در فارس که ۱۵ سال است آب ندارد! + عکس

روستای «زیرزرد» از روستاهای توابع شهرستان ممسنی در قسمت تنگ لله جاوید استان فارس است که گزارشی از عمق محرومیت و فقر در این روستا توسط ماهنامه نورباران ممسنی ارسال شده است که عیناً منتشر می‌شود …

«زیرزرد» روستایی به رنگ تمام محرومیت‌ها

… همراه شایانی –از اعضای شورای اسلامی روستای چم‌زیتون- عازم روستای «زیرزرد» شدیم. شایانی در راه گفت: روستای چم‌زیتون و بسیاری از روستاهای تنگ‌لله با وجود اینکه کنار خط لوله گاز هستند از نعمت گاز محرومند و خوشبختانه در دوره‌ی نماینده قبلی گازرسانی به روستای مهرنجان و چند روستای دیگر به تصویب رسید اما بیشتر روستاهای این بخش فاقد گاز خانگی هستند.

عضو شورای اسلامی چم‌زیتون با بیان اینکه متاسفانه نامه‌ها و مکاتبات ما برای رسیدگی به محرومیت روستای «زیرزرد» تاکنون موثر نبوده‌است، ادامه داد: شورای اسلامی چم‌زیتون مسئول پیگیری مشکلات «زیرزرد» می‌باشد.

بین مسئولان در مورد راه ارتباطی این منطقه اختلاف است!

ایشان در مورد راه ارتباطی منطقه تنگ‌لله افزود: این راه متعلق به شرکت ملی گاز است و همیشه بین این شرکت و اداره مسکن راه و شهرسازی اختلاف‌ها و کشمکش‌هایی وجود دارد.

جاده فرعی، پرپیچ، خاکی و ناهموار را به طرف «زیرزرد» طی ‌نمودیم. انتهای جاده درست بالای آبادی زمینی به مساحت ۱۵۰ متر مربع به عنوان محل بارگیری وسایل مورد نیاز آبادی و حمل آن به داخل روستا از قبیل موادغذایی و علوفه دام، استفاده می‌شد.

روستای زیرزرد در دره‌ای تقریباً عمیق واقع شده و خانه‌های روستا به صورت پلکانی و کوهپایه‌ای در دو طرف دره با مصالح محلی بنا گردیده‌ است.

مخمل شایانی از اهالی روستا خوشحال و به خیال اینکه ما از مسئولان هستیم به استقبال‌مان آمد و قبل از معرفی ما شروع به صحبت کرد: روستای ما فاقد امکانات است و ما برای تهیه‌ی آب مشکل داریم و مجبوریم با حیوانات باری و یا پیاده فاصله‌ای معادل ۲ کیلومتر را برای آوردن آب طی ‌کنیم.

تلفن و برق داریم ولی ۱۵ سال است مشکل آب داریم!

یاسر دهقان یکی از جوانان آبادی اظهار داشت: این روستا، روستای محرومی است البته امکاناتی مانند تلفن و برق داریم اما مشکل عمده‌ی ما که تامین آب است حدود ۱۵ سال است که همچنان لاینحل باقی‌ مانده‌است. بار‌ها مشکلات خود را بیان کرده‌ایم اما به نظر می‌رسد که ما ایرانی نیستیم که به مشکلات ما رسیدگی نمی‌شود.

تنها مدرسه روستا تعطیل است!

وی افزود: تنها مدرسه‌ی آبادی نیز تعطیل است و دانش‌آموزان نیز مجبورند یا ترک تحصیل کنند و یا به سختی به روستاهای همجوار بروند.

مسئولان تصمیم گرفتند کاری به کار ما نداشته‌ باشند!

ابراهیم دهقانی از اهالی گفت: این روستا حدود ۲۵ خانوار و ۱۲۰ نفر جمعیت دارد که در مواقع انتخابات این آمار به ۲۰۰ نفر هم می‌رسد. در اوایل انقلاب از طریق تلمبه و آب‌انباری که در بالای روستا ساخته‌شده به وسیله‌ی لوله‌کشی از چشمه‌ای در کنار روستا، آب مصرفی تامین می‌شد اما بعد از مدتی که تلمبه خراب شد و تعمیرهای پی در پی خطوط لوله و تلمبه صورت گرفت مسئولان دیگر تصمیم گرفتند کاری به کار ما نداشته‌ باشند و الآن حدود ۱۵ سال است که آب نداریم.

وی ادامه داد: در زمستان، ما مجبوریم فاصله‌ی زیادتری را برای تامین آب طی کنیم البته مشکل دیگر ما این است که از نظر امکانات بهداشتی نیز در مضیقه هستیم.

در زمستان امکان رفت‌و‌آمد به روستا کمتر می‌شود

مردم روستای زیرزرد را به امید انعکاس و حل مشکلات آن‌ها ترک نمودیم. در راه مسئول تعاونی روستای چم‌زیتون گفت: راه ورودی روستا مشکل اساسی دارد و در زمستان امکان رفت‌و‌آمد به روستا کمتر می‌شود. شایانی ادامه داد: جمعیت این روستا در سال قبل ۷۰ خانوار بود که به دلیل محرومیت و عدم‌ رسیدگی الآن به حدود ۲۵ خانوار رسیده‌ است.(شیرازنا)

__________________

«زیرزرد» و «جم زیتون» از روستاهای توابع شهرستان ممسنی در قسمت تنگ لله جاوید هستند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 31 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

دردنامه طلاب عدالت خواه وناهی ازمنکر

باسمه تعالی

جنابان حجت الاسلام والمسلمین رئیسی ومنتظری دادستان و ریاست محترم دادگاه ویژه روحانیت

با سلام وتحیات

همان گونه که مستحضرید فلسفه شکل گیری دادگاه ویژه روحانیت رسیدگی به تخلفاتی است که توسط برخی افراد این قشر رخ میدهد ودر واقع رسالت این نهاد حراست از حیثیت والای روحانیت است که مبادا عده ای با نفوذ در این جایگاه خطیر در صدد سوء استفاده برآیند وبراعتبار آن لطمه وارد کنند.

اما متاسفانه این نهاد طی سال های گذشته بر خلاف رسالت ذاتی خود در مسیری غلط و انتقاد برانگیزقرار گرفته است و همین مساله سبب تغییر در سطح مدیریت کلان آن گردید ولی تا کنون در لایه های پایین تر این مجموعه تحولی رخ نداده است که این امر موجب ایجاد نگرانی نسبت به ادامه روند خطای قبلی است.

از جمله ایرادهای جدی در عملکرد این دستگاه عدم برخورد با روحانیونی است که دارای جایگاه وقدرتند.متاسفانه همین افراد که از نظر تعداد کم شمارند ضربه بزرگی به حیثیت ومنزلت روحانیت وارد ساخته اند.اگر یک روحانی در شهری با سوء استفاده از جایگاه خود مرتکب تخلفاتی شود بسیاری از مردم را نسبت به روحانیت بلکه اسلام بدبین می سازد. از این رو دادگاه ویژه روحانیت باید بدون هیچگونه ملاحظه ومصلحت اندیشی با این قبیل افراد در هر موقعیتی که باشند برخورد کند همان طور که امام راحل (ره)فرمودند:" دلیل عدالت نظام آن است که امتیازی برای کسی قائل نیست وخدا میداند که شخصا برای خود ذره ای مصونیت وحق وامتیاز قائل نیستم" بدون شک برخورد با این افراد موجب جلب اعتماد عمومی نسبت به نظام میگردد وبرکات فراوانی در پی خواهد داشت.

رویه غلط دیگری که در دادگاه ویژه شکل گرفته وکاملا در تضاد با شان وجایگاه آن است برخورد با روحانیون وطلاب انقلابی،عدالت خواه وآمر به معروف است. بایسته است مسؤولین دادگاه نامه امیر المؤمنین(علیه السلام) به مالک اشتر را به دقت مطالعه نمایند.مگر نه این است که مولا(ع)می فرمایند بارها از رسول خدا(صلی ا... علیه وآله) شنیدم که میفرمود:" لن تقدس امة لا یوخذ للضعیف حقه من القوی غیر متعتع" آری جامعه ای اسلامی است که درآن بتوان بدون واهمه از دستگاه قضایی وامنیتی حقوق دینی ودنیوی را مطالبه کرد ومظلوم بتواند در آن فریاد برآورد وعدالت واجرای حدود واحکام الهی را خواستار شود"لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم".امام راحل عظیم الشان در فرمایشی تاریخی میفرمایند:" اگر من هم پایم را کج گذاشتم ملت موظف است بگوید چرا پایت را کج گذاشتی.مساله مهمی است همه ملت موظفند که نظارت داشته باشند...معممین وعلماء باید اعتراض کنند تا این کجی را راست کنند" از سوی دیگرروحانیت همواره در طول تاریخ در کنار مردم بوده وصدای عدالت خواهی مظلومان ومطالبه اجرا ی شریعت از گلوی این قشر پر افتخار به گوش رسیده است.

در جمهوری اسلامی نیز همان طور که ایدئولوگ انقلاب اسلامی شهید مطهری(ره)می فرماید:"روحانیت باید در کنار مردم باشد ووظیفه ارشاد ونظارت بر حکومت را دنبال کند" بلکه پس از انقلاب روحانیت باید با حساسیت وجدیت بیشتری نسبت به تخلفات ومفاسد دولتی واکنش نشان دهند.

این در حالی است که دادگاه ویژه روحانیت در موارد مختلف با طلاب عدالت خواه وآمر به معروف که از سرادای تکلیف فریاد اعتراض برآورده یا اقدام به تجمع وتحصن مسالمت آمیز نموده اند برخوردی تند وخشن نموده وآنان را پای میز محاکمه کشانده است اتفاقی که حتی در مورد افرادی چون شهید مطهری وبهشتی(رضوان ا...علیهما) در رژیم گذشته رخ نداد.

آخرین مورد از این گونه اقدامات غیر مسؤولانه محاکمه چند تن از طلاب انقلابی بروجرد به جرم تجمع در مقابل فرماندهی انتظامی است که با هدف پیگیری مبارزه با مفاسداخلاقی ،بی بند وباری و بد حجابی افسار گسیخته کنونی برگزار شده بود ودر پی آن هجوم شبانه نیروهای امنیتی به فضای مقدس حوزه علمیه وبازداشت طلاب معترض ازجمله حجت الاسلام جهان شاهی.

براستی باید دادگاه ویژه پاسخگو باشد که جرم این طلاب انقلابی والبته مظلوم چیست؟ مطالبه عدالت؟ مبارزه با زمین خواری؟ امر به معروف ونهی ازمنکر؟ تجمع مسالمت آمیز؟ اقدام در راستای عمل به تکلیف ،عدالت خواهی ومقابله با مفاسد؟ شاید جرم این افراد این است که به وصیت نامه امام ومقتدای راحلشان حضرت روح ا...(ره) عمل کرده اند " جوانان انقلابی اگر با تخلفات ومفاسد برخورد کردند به دستگاه های مربوط رجوع کنند اگرآنان کوتاهی کردند خودشان مکلف به جلوگیری هستند"  

آری این درد را به کجا باید برد که از یک سو مفسدان ومتخلفان اقتصادی وسیاسی ،آقا زاده هایی که از محل موقوفات حرم های شریفه بذل وبخشش می کنند، مروجان بی بند وباری وانحطاط اخلاقی ، پرچمداران تهاجم فرهنگی وجنگ نرم وسران جریان انحرافی آزادند وعدالت خواهان، آمران به معروف ومدافعان حریم شریعت جاودانه خاتم در بند؟!

آقایان مراقب باشید که در چه جایگاه خطیری قرار گرفته اید واین سخن امام (ره) را نصب العین قرار دهید" اگر دادگاهی بر خلاف اسلام حکم کند این دیگر پای رژیم طاغوتی حساب نمی شود بلکه در رژیم اسلامی دارد این کار می شود این پای اسلام حساب می شود دشمنان ما این را پای اسلام حساب می کنند"

به هر ترتیب ما امضاء کنندگان این نامه اکیدا خواستار آزادی فوری طلاب عدالت خواه وناهی ازمنکر، لغو حکم صادره وپایان دادن به این روند کاملا غلط وناعادلانه هستیم وان شاء ا... تا حصول نتیجه به تکلیف خود عمل خواهیم کرد.

http://ahmadi57.mihanblog.com/

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

نه شاهد دو جبهه ی سیاسی متضاد ،بلکه شاهد یک صف به هم فشرده از مدافعان خط سرمایه سالاری هستیم

پس از آنکه دو مجرم شورای شهر ، با عِلم به محکومیت کیفری خود ، در فراری رو به جلو استعفا دادند ، عضویت دو عضو علی البدل شورا یعنی آقایان مهندس حق نگر و حجه السلام میری در شورای شهر قطعی شد.

دو استعفایی که پیش از اخراج از شورا صورت گرفت ، موجب تغییر آرایش سیاسی طبقه ی دوم ساختمان خلدبرین شد .حال باید منظر ماند و دید  که ورود 2 عضو جدید، چه تغییری می تواند در عرصه ی گفتمان اقتصادی غالب بر شورای شهر داشته باشد؟
 
لذا لازم است در ابتدا به واکاوی تفکر حاکم بر شورای سوم پرداخته و سپس امکان تغییر آن را بررسی کنیم.
از آنجا که در ساختار تصمیم گیری کشور، شوراها از نهادهای مردمی و نه سیاسی به حساب می آیند ، تاثیر ایدوئولوژی اقتصادی حاکم بر این نهاد ، به مراتب مهمتر از تفکرات سیاسی اعضای آن می باشد. آنچه که در نحوه ی توزیع اعتبارات در مناطق مختلف شهر ، جهت گیری توسعه شهر ، نگاه به سرمایه گذاری و بسیاری موارد دیگر خود را نشان می دهد ، نه گرایشات سیاسی اعضا ، که بنیان های تفکر اقتصادی آنان است. پس چندان دور از انتظار نخواهد بود که در این نهاد مردمی، گرایشات سیاسی تغییر یابد ، اما مردم مناطق محروم آنچنان که باید و شاید این تغییر را احساس نکنند.
 
در چنین مواقعی علت را باید در تفکرات اقتصادی اعضا جستجو کرد. امری که شورای سوم به خوبی نمایش دهنده تمام و کمال این وضعیت است. نمایشی از تفاوت های سیاسی در عین اشتراکات اقتصادی است.
برای مثال در طرح هدف 90 که نماد بارزی از وجود تفکرات اقتصادی سرمایه سالارانه در شورای سوم است ، گرایشات سیاسی چپ و راست و یا اصولگرا و اصلاح طلب به کنار رفته و همگی اعضای شورا بر این طرح سراسر تبعیض مهر تایید زدند.
 
موضوع زمانی جالب تر می شود که بدانیم هدف 90 پیشنهاد یکی از به اصطلاح اصولگرایان شورای شهر بوده است!!نقطه ی اوج نمود خارجی تفاوت های سیاسی و اشتراکات اقتصادی در شورا ی شهر را می توان در 2 آذر 89 مشاهده نمود. آن زمان که با پیگیری های بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز مناظره ای تحت عنوان آیا شمال شهر=جنوب شهر برگزار گردید.یکی از نکات جالب توجه در آن مناظره حضور آقایان نقیب زاده و خانی به نمایندگی از شورای سوم و با هدف دفاع از هدف 90 بود.
 
حضور دو تفکر کاملا متضاد سیاسی، و اشتراک عمیق فکری آنها در بنیان های تفکر اقتصادیشان به خوبی گواه این مدعاست که جناح های سیاسی تنها در حوزه منافع سیاسی خود با هم اختلاف دارند و هنگامه ای که جنگ فقر و غنا در میان باشد همگی در یک صف واحد به دفاع از خط سرمایه سالاری می پردازند.
جالب آنکه این موضوع دقیقا در بحث انتخاب شهردار نیز صادق است. برای مثال ، اعتمادی اصلاح طلب و پاک فطرت به اصطلاح اصولگرا ! هر دو به یک اندازه بر توسعه شیراز به سمت شمال و شمال غرب تاکید دارند.
در دوران مدیریت هر دو، میزان اعتبارات مناطق محروم نسبت به بودجه کل شهرداری تقریبا برابر بوده. حتی در مواردی نظیر پروژه خلیج فارس که اعتمادی بسیار محتاطانه عمل می کرد ، پاک فطرت تمام ملاحظات را کنار گذاشته و از این پروژه قویا حمایت کرد. تا آنجا که در مراسم افتتاح خلیج فارس شرکت کرده و از سرمایه گذار محترم پروژه درخواست می کند که ایشان مشابه چنین پروژه ای را در دیگر نقاط شهر نیز اجرا نماید.به نظر می رسد با توجه به موارد پیش گفته ، باید نگاه ها نسبت به تغییر آرایش ها در شورا تغییر یابد.
 
 وقت آن رسیده که به جای بررسی تفکرات سیاسی اعضای شورای شهر ، بنیان های تفکر اقتصادی آنان و تاثیر آن بر مسیر توسعه شهر، مورد توجه قرار گیرد. به نظر می رسد اگر تقسیم بندی شورا از اصولگرا و اصلاح طلب به عدالتخواه و توسعه طلب (توسعه به معنای غربی آن ، که توام با تبعیض است و با پیشرفت همرا با عدالت تفاوت های بسیار دارد) تغییر یابد آنگاه دانسته می شود که در ساختمان سه طبقه خلدبرین ، نه شاهد2 جبهه ی سیاسی متضاد ،که شاهد یک صف به هم فشرده از مدافعان خط سرمایه سالاری هستیم. جبهه واحدی که در عین اعتقاد به " هر که پولش بیش ، حقش بیشتر" دارای تفاوت های سیاسی بسیاری با یکدیگر هستند. تفاوت هایی که البته در آن هیچ خبری از دفاع از حقوق محرومان دیده نمی شود.(سحاب نیوز)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

حجت السلام انجوی نژاد:سکوت وهابیون مکه دربرابر اهانت به پیامبراکرم(ص)سندی بر نفاق آشکارآنهاست

+ دانلود صوت
بحثی که امروز بهانه ای شده برا شعله ور تر شدن بیداری اسلامی، بحث فیلم موهنی است که در هجو پیامبر (ص) در آمریکا و به سفارش اسرائیل تهیه شده است.
این فیلم 50 بازیگر هالیوودی دارد و 45 بازیگر درجه 2 هالیوودی. 95 بازیگر هالیوودی در این فیلم بازی کرده اند. جوری نیست که بگوییم یک چیز پنهانی بوده، در زیرزمینی کلیپی ساخته اند! یک فیلم 2 ساعته است با 95 بازیگر هالیوودی! در حالیکه اگر در گوشه ای از فیلمنامه ی یکی از فیلم های هالیوود، یک جمله ای صهیونیست را زیر سوال برده باشد، می گیرند و اجازه ی توزیع نمی دهند.

مگر روی پیشانی جهان سومی ها و مسلمین کلمه ی احمق را نوشته اند که ما را اینگونه فرض کردند و می گویند نمی دانستیم !!
5 میلیون دلار هزینه  شده برای این فیلم.
عواملش که همه پنهان شده اند. بازیگرانش که می گویند ما اصلا نمی دانستیم چه بوده و این چیزها را نگفتیم و با دوبله تغییر داده اند و اسمی از پیغمبر و اسلام نبوده!
فکر نمی کردند اینقدر تبعات داشته باشد و همه دارند فرار می کنند.

به هر حال بهانه ای بود که خداوند در دامن کفار گذاشت برای شعله ور تر شدن 1. بیداری اسلامی
و 2. در تانزانیا و گواتمالا و استرالیا و انگلیس، علاوه بر تمام کشورهای اسلامی، همه دارند داد می زنند، مکه و مدینه ساکتند !!
جالب نیست !؟

این پرده از نفاق وهابیت کنار رفتن است. مگر چقدر می توانند برادران و خواهران اهل سنت ما را فریب بدهند؟
مکه و مدینه در سکوت مطلق، و هنوز دارند فتوا می دهند که شیعیان مشرک اند که برای نماز مُهر می گذارند !!!
پرده از روی نفاق دارد برداشته می شود و این یک اتفاق میمون است.

در اخبار، و حتی در سی‌ان‌ان می گویند تظاهرات در فلان کشورها و شرق عربستان! یعنی شیعیان عربستان؛ یعنی قطیف.
مکه، مدینه، حجاز، سکوت مطلق. بعد می می گویند ما اُم القرای اسلام هستیم !!!
در بین تمام کشورهای اسلامی، این نفاق وهابیت دارد جا می افتد. خدا ان شاءالله ریشه ی آل سعود را بکَند.

خود متن فیلم، اولش یک بحثی در مورد خشونت مسلمین در این دوره زمانه است. نشان می دهد که عده ای با ریش بلند حمله می کنند و پیرزنی را به بدترین وضع شکنجه می کنند و به ناموس عده ای تجاوز می کنند و بعد فلش بک می زند به صدر اسلام.
یک بازیگر کمدین هالیوود را در نقش پیامبر (ص) گذاشته اند. اگر یک صحنه ی این فیلم را ببینید، تاب نمی آورید در خانه تان بنشینید. این که می بینید مصری ها و لیبیایی ها اینگونه تحریک شده اند و حال خودشان را نمی فهمند، بخاطر این است که فیلم بشدت مستهجن است.

یک کمدین را در نقش پیامبر شما قرار می دهند و نقطه ای که بسیار پررنگش کرده اند و روی آن مانور می دهند، ازدواج های پیامبر است.
ضمن اینکه در فیلم عایشه را جزء یکی از بدترین زنان معرفی می کند، و اهل سنت را هم شدید تحریک کرده اند.

مسلمانان از این فیلم عصبانی اند.
فیلم توقیف شد و اکران هم نشد. اما برای اولین بار قبطیان مصر این فیلم را در یوتیوب توزیع کردند. قبطی ها یک گرایشی از مسیحیان مصر هستند که یک دولت قبطی در آمریکا برای خودشان تشکیل داده اند. این ها در یوتیوب فیلم را توزیع کردند و اول مصری ها دیدند.

فیلم بسیار توهین آمیز است و آمریکا باید خیلی خدا رو شکر کند که در ایران سفارتخانه ندارد! غیرت شیعه ی ایرانی قابل مقایسه با سایر مسلمین نیست.
بدانید به این سادگی نبوده، رسما فیلم مستهجن پخش کرده اند.

کار بجایی می رسد که وزیر خارجه ی اسرائیل می گوید فیلم مزخرفی است!
بعد امروز در موضع گیری ها، وزیر خارجه آمریکا گفته ما نمی توانیم جلویش را بگیریم، چون آزادی بیان است !! توضیح این بحث تکرار مکررات است و الان بحث نمی کنیم.

و یک نکته اینکه؛ چیزی که در این فیلم اشاره می کند و بحث ازدواج های متعدد پیامبر است، حتما کتاب "ازدواج های پیامبر" نوشته ی علامه عسگری رحمةالله علیه را مطالعه کنید.
ببینید اصلا داستان ازدواج های پیامبر چه بوده. پیغمبر ما در سن اوج شهوت و جوانی و زیبایی؛ در 25 سالگی با خدیجه (س) ِ 40 ساله ازدواج کرد و تا 50 سالگی هم همین بود! از 25 تا 50 سالگی پیامبر همین یک همسر را داشت؛ همسر 15 سال از خودش بزرگتر. از 50 به بعد را هم علامه عسگری در کتابش شرح داده. که اگر موضوع شهوت‎‌رانی بود، در همان 25 سالگی کار می کرد نه در سن 50 به بالا ! و دلایل تک تک ازدواج های پیامبر را شرح می دهد. مثلا یکی از ازدواج ها باعث شد یک جنگ و خونریزی بزرگ در اعراب منتفی شود؛ که ابوسفیان پیامبر را دعا کرد و گفت هیچ وقت چهره ی این مرد بر خاک مباد! که امتی را با این وصلتش نجات داد.

سیستم آن زمان اینگونه بوده است.
این کتاب را مطالعه کنید که حداقل سوال های خودتان برطرف شود و برایتان مشکلی پیش نیاید.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

مسجد حضرت ابالفضل(ع) کلبه شیراز؛ جایی برای جهاد

با توجه به این مسئله که مساجد در ساختار فرهنگی سومین حرم اهل بیت علیهم‌السلام از جایگاه برجسته‌ای برخوردارند، شیرازه قصد دارد تا با معرفی  مساجد فعال در سطح شیراز، زمینه تشویق فعالین و هم‌‌چنین الگوبرداری سایر مساجد از آنان را فراهم سازد. اولین گزارش مصور در این زمینه به معرفی مسجد جامع سعدی در شیراز پرداخته بود. این بار اما مسجد حضرت ابوالفضل(ع) که بحق یکی از مساجد فعال شیراز و استان محسوب می‌شود به قلم یکی از جوانان همان مسجد معرفی شده است. شیرازه برای حفظ زبان ساده و بی‌آلایش این متن به ویرایش آن نپرداخته است.

فعالین سایر مساجد شیراز نیز می‌توانند گزارشات مصور خود خود را برای شیرازه ارسال نمایند.

اولش را که بخواهم بگویم گزارش کار نوشتن از مسجدی که به خاطر مخالفتش با گزارشی کار کردن یا به قولی کار گزارشی کردن بدون نتیجه و اثر و فقط برای خود شیرینی جلوی مقامات و مسئولین بالادست که یک زمانی به جو و فرهنگ برخی مساجد و پایگاهها تبدیل شده بود و البته هنوز هم ریشه کن نشده است، یک مبارزه منفی را پیش گرفته و خیلی کم و مگر در ضرورت ها دست به قلم می شود تا بگوید من فلان کردم و من چنان کردم آنقدرها هم آسان و دم دست نیست و مثل منی که پس از اصرار و پیغام و پسغام های بسیار دوستان بخواهد وارد گود شود، ترجیح می دهد با اشاره به برخی عملکردهای شاخص و چرایی آنها، آن هم جهت انتقال تجربه به چیز دیگری نپردازد.

از مسجد حضرت ابالفضل(ع) کلبه، که بخواهی بگویی کم و زیادش فرق ندارد هر قدر هم که باشد باید جهاد باشد و حرکت. یادم است آن قدیم ها که تازه آمده بودم توی مسجد یک سری حلقه های جزوه خوانی برپا بود می نشستیم جزوه ی اسلام ناب، وحید جلیلی و... می خواندیم.


بحث که می شد، فرضمان این بود که مسجد حضرت ابالفضل(ع) مرکز تمام تحولات جهان است و ما نسبت به تمام اتفاقات اطرافمان از سیاسی تا اجتماعی و فرهنگی باید حساس باشیم موضع بگیریم و به قول بچه ها سیب زمینی نباشیم و این تفکر نسل به نسل به ما ارث رسیده است از مرحوم عرب زاده بانی مسجد تا سری اول پایه گذاران پایگاه مقاومت که اکثرشان شهید شده اند و وقتی با بچه ها جمع شدیم تا خاطراتشان را جمع کنیم بیشتر به این موضوع پی بردیم و این شد سر لوحه ی فرهنگی که مسجد ابولفضلی ها معمولا در تمام اتفاقات شهر حضور فعال داشته باشند.

خب مسجد حضرت ابالفضل(ع) یک سری برنامه ها دارد که به عنوان کف فعالیت ها روی آنها حساب می کند و جایی هم برای مانور دادن ندارد مثلا همین برنامه ی دعای هرشب بعد از نماز مغرب و عشایش 


یا وجود سه هیئت؛ مکتب الشهدا، حضرت ابالفضل(ع) و حضرت علی اکبر(ع) یا دوتا کانون فرهنگی شهدای توحید و شهدای محراب و بطور خاص پایگاه مقاومت شهدای توحید، که شرح فعالیت هر کدامشان صفحه ها به این گزارش مختصر حقیر اضافه می کند، که برای نمونه فقط نام بردن از چند تایش خالی از لطف هم نیست.

مثلا ما مفتخریم به گروه رزمی که در سطح استان معمولا نمونه است، یا گروه راپلی که اگر یادتان باشد در یکی دو روز از مناسبت های ملی مذهبی از ساختمان های مرتفع شهر پایین آمدند و به اجرای نمایش پرداختند


یا پایگاه داوطلبان هلال احمر که گستره ی فعالیت هایش آنقدر زیاد است که واقعا نمیتوانم بهشان بپردازم و اگر نشانیشان را بخواهی هرهفته چادری که جلوی مصلای نماز جمعه برپا می شود و به جمع آوری کمکهای مردمی می پردازد و فکر کنم دو سه هفته پیش بود که در نماز جمعه شرکت کرده بودم تشکری هم از بلند گوی نماز جمعه برایشان قرائت شد و یا برگزاری اردوهای چند روزه ی مشهد و راهیان نور یا اردوهای کثیر تفریحی که حسابش ازدست من که حداقل خارج است یا برگزاری مناسبتهای مختلف که علاوه بر هزینه ی انسانی و مالی و کیفیت بالایش مجبورم خیلی گذرا ازش عبور کنم مثل همین جشن نیمه ی شعبان که در تالارحافظ با استقبال فراوان مردم برگزار شد و در سطح شهر هم کم نظیر بود .


علاوه بر حضور دائم و فعال در گردان های عاشورا و برپایی رزمایش های چند روزه ی حفظ آمادگی برگ زرینی مثل ارایه ی یگان مستقل رژه آن هم در دیدار رهبر عزیز انقلاب امام خامنه ای و سان دیدن ایشان انگشت به دهان ماندن مسئولان برگزاری مراسم از نحوه ی رژه رفتن بچه ها تایید و تمجید مسئولان لشکری و کشوری یکی از خاطره انگیز ترین اتفاقات پایگاه است که در خاطرات ما مطمئنا می درخشد و حالا در کنار همه ی اینها، اتفاقات خرسندی مثل بازدید از خانواده ی شهدا و برگزاری یادواره ی شهدای مسجد، تشکیل حلقه های طرح صالحین، تهیه ی جزوات فرهنگی، برپایی نمایشگاه و مسابقات جزوه خوانی آن هم از نوع انقلابی اش، برپایی جلسات سیاسی، برگزاری کلاسهای کمک آموزشی درسی، اشتغال زایی را هم بگنجانید تا برای بقیه ی موارد کمی وقت بگذاریم و شاید پیشنهادی باشد برای دیگر مساجد که ان شاالله راه گشا است.

یکی از مواردی که بسیارمورد مباهات مسجد ابوالفضلی ها است بخش خیریه یا واحد بسیج سازندگی مسجد است که نقطه ی استراتژیک حرکت ما محسوب می شود و تفاوت کوچکی که احتمالا با بقیه ی خیریه ها دارد، سازندگی است که علاوه برجمع آوری کمک های مردمی و فعالیت های مرسوم، هر از چند گاهی میهمان خانواده های مستضعف می شود و به تعمیر خرابه ای که به نام خانه در آن زندگی می کنند می پردازد؛ به قولی اردوی جهادی کوچک شهری راه می اندازد تا تجدید پیمانی بشود با آرمانهایی که اصول اسلام ناب محمدی است و یادش نرود که مقصد حرکتش به کجاست و همین حرکت کوچک خودمانی تاثیر بسزایی هم در خودمان، و هم در وضعیت خانه ی دهها مستضعف که بهشان سر زده ایم داشته است.

اما از اینها هم که بگذریم بواسطه همان تفکر انقلابی و ولایی که اشاره کردم، در تربیت و پرورش نیروهای نخبه علمی، ورزشی و هنری برای انقلاب اسلامی کم نگذاشته ایم. از رتبه های برترکنکوری که الان در دانشگاه های صنعتی شریف ، علوم پزشکی شیراز و... جزو نخبگان علمی هستند، تا دانشجویانی که در دانشگاه های مختلف کشور از جهات گوناگون مایه مباهات هستند. در عرصه ورزشی هم قهرمانان کشور و عضو تیم ملی تا عرصه هنر که شامل عکاسی، مستندسازی و حتی کارگردان و فیلم نامه نویس هم داریم.

سال 88 که شد برادران همیشه در صحنه ی ما مثل خیلی از مسجدیهای دیگر بنا به تکلیف خود به تمام قد وارد عرصه سیاست شدند و بماند حوزه ی فعالیتشان و دردسر هایی که قبل و بعد از انتخابات با جان و دل پذیرای آن شدند و هوای غبار آلود فتنه ای که دوستان ما را درخشان تر از همیشه کرد و آن دفاع جانانه و همه جانبه از آرمانهای انقلاب بود. در مقابله ی نرم همانند جبهه ی سخت و جبهه ی خیابانی بود، هر کس که مسجد ابولفضلی ها را بشناسد از روحیه ی عملیاتی شان خبر دارد، پایگاه مقاومتی که زمانی با رزمایش های صمصام المنتقمی اش و حضور در گردانهای عاشورا و استشهادیون و... عملیاتی ترین پایگاه استانی و حتی کشوری شده بود حالا در جبهه ی جدیدی قرار داشت که اولین سلاحش بصیرت بود. خب، ما عادت کرده ایم که دستوراتمان را مستقیما از زبان رهبری بشنویم و چهارچوب عملکردمان را حتی در ریز ترین کارها از بیانات ایشان بیرون بکشیم مثلا در جنگ بیست و دو روزه وقتی امام خامنه ای فتوا دادند هر کس هر کاری میتواند انجام دهد برخی بچه ها اسپری برداشتند و دیوار نماهایی با مضمون غزه در سطح شهر کشیدند (البته با اجازه صاحبانشان) و اتفاقا خیلی زیبا هم از کار در آمده بودند و می گفتند که ما همین قدر که از دستمان بر می آید و این نقطه ی قوتی است خیلی جاها برای ما کارآمد بوده است. القصه از همین مسجد ابولفضل نشریه ها بیرون آمد در شفاف سازی اوضاع فتنه و کلیپ ها ساخته شد و وبلاگها برپا شد که مثلا در خصوص همین وبلاگ نویسی، همین الان هم همینطور است جدای از آن سیل وبلاگی بچه های مسجد که فعال هستند، در سایت های خبری نیز دستی برآتش دارند، ضمنا باید ذکر کنم اولین دوره کارگاه وبلاگ نویسی توی سطح شهر را توی کتابخانه مسجد برگزار کردیم. در ایام فتنه هم هر چقدر کار بالاتر می گرفت جهاد مجازی دوستان نیز بیشتر می شد و از جمله مواردی هم که الان در ذهنم است مستندی بود که بسیار روشنگر و مبین ساخته شده بود و فضای شهری را تحت تاثیر خود قرار داد و خدا را شکر این فعالیتها تا کنون نیز ادامه داشته است.

مورد دیگری هم که یادم است بعد از فضای فتنه از همان روند و رویکرد خبر می داد برگزاری اولین یادواره شهدای فتنه در استان فارس بود، که با دعوت از استاد روانبخش به تجلیل از مقام شهدای غریب فتنه پرداخته شد و ادامه ی این روند باز در انتخابات مجلس دوره قبل خودش را نشان داد که حضور گرم ابولفضلی ها تاثیر به سزایی داشت. از دعوت کاندیدها برای بررسی دیدگاه ها و برنامه هاشان تا جلسات مکرر بصیرت افزایی و نشر معیارهای انتخاب اصلح.


یا ازجمله اتفاقات میمون و مبارک مسجد ابوالفضل می توان به برگزاری اولین همایش هم اندیشی وبلاگ نویسان شهرشیراز اشاره کرد و همینطور کلید خوردن پروژه ای به نام گردان سایبری که بتواند در فضای مجازی منسجم و هماهنگ علیه فتنه ها و هجوم بی مهابای دشمن مقابله کند و همچنین به مواضع استراتژیکش نیز حمله کند و نهاد اسلام و انقلاب اسلامی را در دل بشریت جا بدهد و این شعار نیست رویکرد ما است.

یکی دیگر از نقاط قوت و نکاتی که امیدواریم در دیگر مساجد نیز شاهد آن باشیم واکنش های انقلابی مسجد ابولفضلی ها در سطح بین الملل است و موضع گیری و عملکرد؛ از دعوت رهبرشیعیان پاکستان علامه سیدساجدنقوی برای سخنرانی در مسجد تا کارهای کوچکتر؛گاه قاب کردن عکس یکی از شهدای توحید در مسجد است، گاه یک دیوار نمایه در سطح شهر و یا حاضر شدن در جمع عده ای همفکر برای یک کار بین المللی مثل اعلام آمادگی برای اعزام به غزه و آن تجمع به یاد ماندنی فرودگاه و یا حضور جدی در ستاد مردمی حامی مسلمانان مظلوم میانمار که همه ی این حضور ها هم با عنوان بچه های مسجد بوده است


یا مثلا می توانم متن بیانه ای که پایگاه شهدای توحید مسجد ابوالفضل(ع) در حمایت از مسلمانان مظلوم میانمار چاپ کرد و در سطح شهر پخش کرد را برایتان در اینجا بگذارم و این کمتر کاریست که مابقی مساجد انجام بدهند و ما خودمان میبینیم که مثلا فرقی با دیگر بچه بسیجی ها نداریم فقط باور کرده ایم که باید به آنچه که میدانیم عمل کنیم و شاید برایتان جالب باشد که بگویم در یکی دوسال اخیر همین بچه های ساده ی مسجد ابوالفضل که هیچ فرقی هم با دیگر مسجدیها ندارند 13 _14 ملیون تومان در چند شب قدر برای کمک به مسلمانان فلسطین و پاکستان و سومالی و امسال هم میانمار جمع آوری کرده اند و اینها را فقط گفتم تا بدانید که می شود انجام دهید.

و اما جدید ترین کاری که  بعد از تجربه ی چاپ نشریه ها و ویژه نامه ها به آن رسیده ایم چاپ یک نشریه ی متداوم اجتماعی برای مردم محله است، حرفهایی که ما می خواهیم مردم بشنوند و در صدا و سیمای مصرف زده و هیاهوی غوغاسالاران ماهواره ای به غربت افتاده است و حرفهای مردمی که میخواهیم هم ما بشنویم و هم مسولین که متاسفانه آنها هم در مواردی به غربت افتاده اند و قرارمان این است نه ادارات دولتی و پایگاههای بسیج بلکه کاسب و کارگر و کارمند و عموم هم محله ای هایمان را مخاطب قرار دهیم و وارد جبهه کنیم هر چه باشد اینها وارثان انقلاب و وارثان زمین هستند.


سعی کردم آنقدر خلاصه بنویسم که از حوصله ی مطالعه ی شما خارج نشود و امیدوارم مفید و مورد استفاده قرار بگیرد.

منبع شیرازه
بازتاب این مطلب در
سحاب نیوز
شیرازیس

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

توهین به مقدسات مسلمانان نشان عجزآمریکا در مهار بیداری اسلامی است

به گزارش سحاب نیوز؛ در پی اهانت بی شرمانه عوامل آمریکا و صیهونیست ها به ساحت مقدس پیامبر اکرم(ص) 10 تشکل دانشجویی دانشگاههای شیراز نامه ای به شرح زیر خطاب به دبیرکل سازمان ملل نوشتند:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
امام خمینی(رحمة الله):شما اگر بین ملتهای دنیا رفراندوم کنید،که امروز وحشی ترین رژیم ها کدام است؟من گمانم اینست که بین ملتها اگر اتفاق آرا نباشد،اکثریت آرا قاطع است که آمریکا.

جناب دبیر کل سازمان ملل:

بار دیگر دولت مستکبر آمریکا با پخش فیلمی توهین آمیز به ساحت مقدس حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)، پیامبر مسلمانان جهان، پیامبری که لقب رحمة للعالمین را دارد، قلوب مسلمانان جهان را جریحه دار کرد.
 
این اولین باری نیست که توهین کنندگان به مقدسات مسلمانان با حمایت آمریکای به اصطلاح طرفدار حقوق بشر و رژیم جعلی اسراییل به مقدسات مسلمانان که جمعیت یک ونیم میلیاردی جهان را دارند، توهین می کنند.
 
توهین سلمان رشدی ملعون نویسنده کتاب آیات شیطانی، جسارت کاریکاتوریست دانمارکی به ساحت مقدس حضرت محمد(ص) و سوزاندن قرآن توسط کشیش مسیحی افراطی از حوادث تکان دهنده ایی است که اگر با عاملین آن برخورد می شد امروز شاهد این توهین دردناک نبودیم.

اهانت دولت دروغگوی آمریکا به مقدسات مسلمانان همراه با حمایت رژیم غاصب صهیونیستی از سازنده فیلم موهن، بار دیگر چهره واقعی و دروغگوی آمریکا و رژیم جعلی صهیونیست را به جهانیان نشان داد.
 
آمریکای مستکبری که برای پاک کردن چهره زشت خود در نزد مسلمانان جهان، شعار طرفداری از حقوق مسلمانان را می دهد.
 
بسیار شرم آور است که توهین به مقدسات مسلمانان در راستای آزادی بیان است اما حتی در محیط های علمی نیز کسی جرات بیان پرسشی در مورد واقعه جعلی هولوکاست را ندارد.
 
به این دلیل که زیر سوال بردن هولوکاست یکی از عواملی است که منجر به زیر سوال بردن رژیم جعلی اسراییل می شود.
 
و اصول سیاست خارجه آمریکا نیز بر اساس حفظ طفل نامشروعش یعنی رژیم غاصب صهونیستی می باشد.
بی جهت نیست که امروز نفرت جهانی نسبت به سیاست های ضد بشری آمریکا فراگیر گشته است و هر روز به میزان بی اعتمادی ملتها نسبت به دولت آمریکا افزوده می شود.
 
جنایات ام الفساد قرن، سبب افشای چهره خبیث دولت آمریکا در نزد جهانیان شده و رسانه های مزدورش نیز نمی توانند این دولت را از منجلابی که هر روز در حال فرو رفتن بیشتر در آن است، نجات دهند.

توهین به مقدسات مسلمانان توسط دولت آمریکا نشان از عجز این دولت، در مهار بیداری اسلامی  که به تبعیت از انقلاب مقدس اسلامی ایران است، صورت می پذیرد.
 
در حالیکه هدیه انقلاب اسلامی برای ملتهای جهان، آزادی واقعی از چنگال مستکبرین، عدالت خواهی و برخورداری از حقوق برابر و استقلال به معنای واقعی است.

دولت مستکبر آمریکا و رژیم جعلی اسراییل به قدرت مکتب بالنده اسلام  ناب محمدی، پی برده اند و می خواهند با اینگونه توهین ها و اسلام هراسی، مکتب اسلام را در نزد جهانیان به انزوا بکشانند در حالیکه به صورت ناشیانه ایی خود را در مقابل خشم انقلابی مسلمانان جهان قرار دادند.

جناب دبیر کل سازمان ملل:

شاید اطرافیان شما آنقدر فضای تحولات جهان را مطابق میلشان در نزد شما ترسیم نموده اند که از خیلی از واقعیات اطلاع درستی نداشته باشید.
 
ما دانشجویان استان فارس به عنوان جزیی  از دانشجویان کشور جمهوری اسلامی ایران بر خود لازم میدانیم که دریچه ای نو را روبروی چشمان شما بگشاییم.

جناب دبیر کل سازمان ملل:

دولت دروغگوی آمریکا با در پیش گرفتن پروژه اسلام هراسی قصد دارد مسلمانان جهان را خطر بزرگی برای صلح جهانی معرفی کند و با اینکار بتواند جنایاتی را که در حق مسلمانان روا داشته است توجیه کند.

مسلمانانی که خواهان آزادی از چنگال آمریکای جهانخوار هستند خطری برای صلح جهانی هستند یا آمریکایی جنایتکاری که تاریخ آن مملو از تجاوز به  کشورهای جهان خصوصا کشورهای مظلوم مسلمان از جمله عراق و افغانستان است. مگر مسلمانان مظلوم بحرین و میانمار به دستور آمریکای سفاک قتل عام نشدند؟

مسلمانانی که می خواهند خودشان سرنوشت کشورهایشان را تعیین کنند خطری برای صلح جهانی هستند یا دولت دروغگوی آمریکا  که انسانیت را تا آنجا کنار گذاشته که مجوز شکنجه زندانیان را  توسط دولت آمریکا صادر می کند و جنایات هولناکی را در زندانهای ابوغریب و گوانتانامو انجام میدهد و گروهک تروریستی منافقین را از فهرست گروه های تروریستی خارج می کند.

مسلمانانی که نمی خواهند زیر بار زور بروند و قدرت تحمل ظلم های استکبارگران را ندارند، خطری برای صلح جهانی هستند یا آمریکایی که به همه جای دنیا برای کشتار مردم سلاح صادر می‌کند که نمونه بارز آن ارسال انواع سلاح‌ها، از جمله ارسال سلاح به مخالفان دولت سوریه و سلاح‌های کشنده فسفری برای قتل‌عام زنان بی‌دفاع و کودکان معصوم غزه به دست رژیم جعلی اسرائیل است؛ رژیمی که بنیانگذار تروریسم دولتی جهان بوده و برای ارتکاب هرگونه اقدامات تروریستی و انواع جنایت جنگی و جنایات علیه بشریت به حامی بزرگ خود آمریکا متکی است.

مسلمانانی که می خواهند به انرژی صلح آمیز هسته ای دست پیدا کنند خطری برای صلح جهانی هستند یا آمریکای مستکبری که از بمب اتمی استفاده کرد و امروز فرزند نامشروعش به پشتوانه وی دارای زرادخانه های هسته ای است؟

آیا مسلمانانی که خواهان از بین رفتن دیکتاتوری در کشورهایشان هستند خطری برای صلح جهانی هستند  یا آمریکایی که همواره به حمایت از همه دیکتاتورها در منطقه خاورمیانه پرداخته است؟

جناب دبیر کل سازمان ملل:

چرا تا کنون هیچ موضع گیری در قبال جنایاتی که آمریکای جهان خوار و رژیم جعلی اسراییل  انجام داده است نگرفته اید و سکوت اختیار کرده اید؟چرا نماینده کل ملتها نیستید؟
 
چرا همه ترسها را کنار نمی گذارید و برای چند صباحی هم که شده آزاده زندگی نمی کنید؟چرا گذشته پر از اشتباه خود را جبران نمیکنید؟

ما قضاوت را به همه ملتهای آزاده جهان واگذار میکنیم چرا که  سازمان ملل و دیگر کمیته های به اصطلاح حقوق بشر  تا به امروز بارها امتحان خود را پس داده اند و آزموده را آزمودن خطاست.
«یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون»

(می خواهند نور خدارا با دهان های خویش خاموش کنند و خدا کامل کننده نور خویش است اگرچه کافران را ناخوش آید. سوره مبارکه صف، آیه شریفه8


بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز 
 
مجمع ستاد یادواره شهدای دانشجویان دانشگاه شیراز
 
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز 
      
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور شیراز 
 
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز

بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی شیراز
 
مجمع دختران مسلمان دانشگاه شیراز

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شیراز

بسیج دانشجویی دانشگاه فنی شهید باهنر شیراز

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

چرا دادگاه متهمین شورای شهر شیراز غیرعلنی برگزار شد؟

پس از دستگیری سه تن از اعضای شورای شهر شیراز، شبهات بسیاری مطرح شد. اگرچه اکنون پرونده این سه تن مختومه شده است اما نگاهی به یک نکته حساس که می‌تواند مورد مداقه و پیگیری رسانه‌های استان نیز قرار گیرد، به نظر ضروری می‌رسد:

 

متاسفانه عدم شفاف سازی از سوی نهادهای مسئول و همچنین عدم حضور رسانه ها در جلسات دادگاه متهمان شورای شهر (که بعدها مجرم بودن دو نفر از آن‌ها به اثبات رسید)، موجب افزایش تردیدها ، سوالات و شبهاتی در خصوص چرایی تبرئه و همچنین چگونگی عدم برخورد با متخلفین شده است.

طبق اصل 165قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران :" محاکمات علنی انجام می شود و حضور افراد بلامانع است، مگر آنکه به تشخیص دادگاه علنی بودن آن منافی عفت عمومی یا نظم عمومی باشد، یا در دعاوی خصوصی طرفین دعوی تقاضا کنند که محاکمه علنی نباشد".

با توجه به "اصل علنی بودن محاکمات" و از آنجا که پرونده تخلف اعضای شورای شهر شیراز دعوی خصوصی نبوده است و همچنین در اتهامات وارده و جرم اثبات شده، نکته ای دال بر منافی بودن با عفت و نظم عمومی دیده نمی شود، باید از قاضی مربوطه و دادگستری استان سوال شود، که به چه دلیل دادگاه غیرعلنی و بدون حضور اصحاب رسانه برگزار شده است؟ این در حالی است که بزرگترین پرونده های فسادمالی در کشور چندی پیش با حضور رسانه ها برگزار شد و از شبکه سراسری نیز پخش گردید و سایر پرونده های فساد مالی که بعضا از مسئولین کشور نیز نام برده می شود با حضور رسانه ها برگزار می شود. به راستی ابعاد امنیتی و یا منافی نظم عمومی در پرونده تخلف اعضای شورای شهر چه بود، که اجازه ی حضور رسانه ها در دادگاه داده نشد؟ آیا واقعا غیرعلنی بودن جلسه ی دادگاه قانونی بوده است، یا در روند دادرسی اعمال نفوذ صورت گرفته؟ اگر طبق قانون بوده است، بنا به کدام ماده قانونی دادگاه غیرعلنی برگزار شد؟

بی شک اگر دادگاه علنی و با حضور اصحاب رسانه برگزار میشد بسیاری از شبهات در خصوص تخفیف مجازات و همچنین جرم اعضای متخلف شورای شهر رفع میگردید.


شیرازه آماده است تا پاسخ دادگستری استان فارس را در این خصوص منتشر نماید.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

شورای شهرشیرازباعث افزایش تبعیض های شهری شده است

عضو علی‌البدل شورای شهر شیراز گفت: شورای شهر شیراز نه تنها در رفع تبعیض در شیراز موفق نبوده بلکه با اتخاذ سیاست‌هایی آن را نیز بیشتر کرده است.

اسماعیل رئیسی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در شیراز اظهار داشت: عدم سرمایه‌گذاری شهرداری شیراز در مناطق محروم این شهر عقب‌افتادگی را به همراه داشته و این مجموعه در کاهش تبعیض در شهر ناتوان است.

وی با بیان اینکه شورای شهر نتوانسته عدالت را در تمام مناطق شهر گسترش دهد، خاطرنشان کرد: تصویب طرح‌های هدف 90 منصفانه نبوده و این طرح که تابلوی تمام‌نمای شورای سوم بود 9 بوستان در خود داشت که هشت بوستان آن در شمال شهر و یک بوستان در جنوب شیراز تعریف شده است.

عضو علی‌البدل شورای شهر شیراز تصریح کرد: در تصویب طرح هدف 90 نیازمندی‌های شهر دیده نشد و هر چند سال 90 به پایان رسید اما معلوم نشد مبانی نظری هدف 90 چه بود و شورای شهر چه تحلیلی از شهر داشت که پاسخ آن را در هدف 90 نیافت.

رئیسی با اشاره به اینکه شهرداری و شورای شهر شیراز وظیفه ایجاد بستر لازم برای تعالی شهروندان را بر عهده دارند، ادامه داد: بعضی‌ها شهرداری را با بنگاه معاملاتی اشتباه می‌گیرند و بر این اساس در هر نوع فعالیتی به دنبال به اصطلاح توجیه اقتصادی آن می‌گردند، در حالی که این نگاه به شهر اشتباه است.

این کارشناس حوزه شهری با تاکید بر اینکه حتی ریشه ترافیک نیز در تبعیض است، افزود: تمرکز فعالیت‌های شهر شیراز در هسته مرکزی علت اصلی ایجاد ترافیک در شهر است که باید در این امر تجدید‌نظر شود.

وی تصریح کرد: سال‌ها از تصویب ایجاد سه مرکز دیگر در غرب، شرق و جنوب شیراز می‌گذرد اما همچنان اقدامی صورت نمی‌گیرد و شهروندان برای تمام فعالیت‌هایشان باید در هسته مرکزی شهر تردد کنند که این خود علت ترافیک است.

رئیسی ادامه داد: با توجه به اینکه به علت تردد بسیار در هسته مرکزی شهر ترافیک ایجاد می‌شود اما اکنون با ساخت مجتمع‌های گوناگون تجاری بر پرجاذبه بودن مرکز شهر افزوده شده که این خود موجب افزایش ترافیک است.

وی با بیان اینکه وجود مجتمع‌های تجاری بر جاذبه مرکز شهر می‌افزاید، خاطرنشان کرد: امروزه حتی 30 تقاطع غیرهمسطح نیز مشکل ترافیک شهر را حل نمی‌کند.

این کارشناس حمل و نقل و ترافیک با اشاره به صدور مجوز ساخت مجتمع‌های تجاری در مرکز شهر گفت: در یک نگاه کلی می‌توان فهمید که خیابان عفیف‌آباد شیراز که در گذشته تردد روانی داشت به یک چالش ترافیکی تبدیل شده است و در واقع آن خیابان را به مجتمع تجاری آن منطقه فروخته‌اند.

رئیسی ادامه داد: اکنون همین چالش در محور شمال غرب نیز به وجود آمده و آن محور به یکی دیگر از مجتمع‌های تجاری فروخته شده است.

عضو علی‌البدل شورای شهر شیراز تصریح کرد: باید هزینه‌ای که این‌گونه پروژه‌ها به شهر تحمیل می‌کنند با درآمد آن همخوانی داشته باشد اما این مجتمع‌های تجاری از نظر کاربری به شهر آسیب می‌رسانند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 25 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

كشورهای اسلامی ارتباط خود را با كشور های تحت سلطه صهیونیزم قطع کنند

متن کامل بیانیه شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی استان فارس به شرح ذیل است:
انا لله و انا الیه راجعون

این روزها دوباره صدای مظلومیت قرآن و پیامبر اسلام صل الله علیه و اله با ساخت فیلمی موهن علیه پیامبر اسلام (ص) در سرتاسر دنیا طنین انداز شد. اما این اهانت تازگی نداشت چرا كه در گذشته نیز یك بار با انتشار كتاب موهن آیات شیطانی سلمان رشدی ، بار دیگر با انتشار كاریكاتور پیامبر عظیم الشان اسلام توسط نشریه اروپایی ، دیگر بار با سوزاندن قرآن توسط كشیش مسیحی ، بار دیگر با اهانت خواننده ای خود فروخته به ائمه اطهار علیهم السلام و اینك با هتاكی دوباره به ساحت مقدس پیامبر رحمت (ص) توسط فیلمساز جاهل آماتور و اقدامات مستمر تری جونز همان كشیش قرآن سوز و حمایت پنج میلیون دلاری صهیونیزم چنین اقدامی صورت گرفت.
دشمنان همیشگی اسلام ، آنان كه نمی توانند موج اسلام گرایی در غرب و بیداری اسلامی در شرق عالم را به نظاره نشینند و وقوع وعده های الهی نجات مستضعفین را طبق آیه شریفه \" و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الورثین\" باور كنند ، بار دیگر دهان به فحاشی گشوده اند و به بهانه سالروز حادثه یازده سپتامبر اهانت به دبن مبین اسلام را پیشه خود كرده و پروژه اسلام هراسی را در دستور كار خود قرار داده اند و اما باید بدانند قطعا شاهد شكست این پروژه اسلام هراسی خواهند بود و مسلمانان و ملت های آزاده جهان درمقابل چنین تحركات مذبوحانه ای سكوت نكرده و این اقدامات شنیع را به نحو مقتضی بی پاسخ نخواهند گذاشت.
در واكنش به این جنایت ، ضمن عرض تسلیت به پیشگاه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه ، مقام معظم رهبری و ملت های مسلمان جهان ، شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی استان فارس به نمایندگی از قشر فرهیخته و دانشگاهیان و به نیابت از غیرت جوشان ملت مسلمان ایران اعلام می دارد :
1- اهانت به كلیه مقدسات الهی را محكوم و خواستار قطع ارتباط كشورهای اسلامی با كشور های تحت سلطه صهیونیزم و برخورد شدید با پشتیبانان چنین حركاتی هستیم.
2- به همه مسلمانان جهان اعلام می داریم كه این جنایات قطعا اهدافی شوم را دنبال می كنند لذا از هرگونه عملی كه موجب اختلاف بین ادیان ابراهیمی شود خودداری نمایند.
3- سازمان ملل متحد به وظیفه ذاتی خود در قبال حراست از حقوق ادیان و پیروان آنها عمل نماید و عاملین این حركت سخیف را تحت حمایت هر كشوری كه هستند محكوم و به سزای عمل خود برساند.
4- ملت های مسلمان ثابت كرده اند كه اهانت به مقدساتشان را بر نتابیده و عاملین چنین تحركاتی را سر جای خود خواهند نشاند اما متاسفانه موضع نامناسب و به دور از انتظار بسیاری از دولت های اسلامی جای سوال دارد و ما خواستار موضع شفاف ، قاطع و همراهی ایشان با ملت های مسلمان هستیم.
5-مردم عراق و افغانستان هرگز سزاوار تاوان این دروغ بزرگ نبوده و آمریكا و هم پیمانانش باید بدانند خواهد رسید روزی كه زوایای مخفی حادثه یازده سپتامبر برملا شده و آن زمان با بی آبرویی تمام به زباله دان تاریخ خواهند پیوست.
6- از وزارت امور خارجه و دیگر نهادهای مرتبط می خواهیم هر چه سریع تر شكایتی در مجامع بین المللی تنظیم و جهت پیگیری به محاكم بین المللی ارجاع و تا به نتیجه رسیدن آن از پای ننشینند.
و السلام علی من اتبع الهدی
شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی استان فارس

نوشته شده در تاریخ جمعه 24 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

ورود بدون استقبال دروازه بان تیم ملی پارالمپیک به شیراز

میثم شجاعیان دروازه بان تیم ملی نابینایان پارالمپیک گفت:  هنگام ورود به شیراز استقبال فقط با حضور چند تن از خانواده ورزشکاران بدون حضور مسئولین و مقامات ورزشی انجام شد.

وی تغییر زمان بازگشت اعضای تیم از 23شهریور به 20شهریور و عدم اطلاع رسانی مسئولین علت عدم استقبال مردم و مسئولین دانست.

شجاعیان با توجه به اینکه پارالمپیک چای عالی بودن است گفت: پارالمپیک جای جای کسب تجربه نبود اما به دلیل نداشتن اردو های مناسب و بازی با تیم های مطرح  در این رشته در دو بازی اول کم تجربگی اعضای تیم مشهود بود.

تیم ملی نابینایان ایران در پاراالمپیک لندن به مقام ششم دست یافت.(شیرازه)

نوشته شده در تاریخ جمعه 24 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

بر اساس چه مستندی خودتان را حزب اسلامی قلمداد می‌کنید؟

به گزارش سحاب نیوز هفته پیش یادداشتی با عنوان «خیری که انقلاب از احزاب شیراز ندید!» در سحاب منتشر شد که در این مطلب به عدم واکنش احزاب سنتی فارس به بی‌عدالتی‌های صورت گرفته دراین استان اشاره می‌کرد.

با انتشار این مطلب سیلی از واکنش‌ها به صورت مستقیم و غیر مستقیم به سوی سایت روانه گشت و برخی سحاب نیوز را گروهک فرقان، و برخی مغرض و جاهل لقب دادند. برخی دیگر نیز، با نگاهی واقع بینانه مسئله را رصد و نظراتشان را ارائه دادند.

در همین رابطه نیز جامعه اسلامی مهندسین استان فارس «جام» در جوابیه‌ای به مطلب سحاب ضمن زنجیره‌ای خواندن سایت‌های خبری شیراز به این یادداشت واکنش نشان داد.
 
اما چند نکته در خصوص جوابیه جام

ابتدا اینکه کاش برادران ما در «جام» برای نوشتن جوابیه وقت بیشتری می‌گذاشتند و فی البداهه با پاسخی از سر تکلیف و برای خالی نبودن عریضه پرهیز می‌کردند. یا حداقل مانند دیگر احزاب موتلفه و جبهه پیروان و... سکوت اختیار می‌نمودند.

جوابیه «جام» فارغ از یک اظهار نظر حزبی، بسیار ضعیف و بدون برهان تنظیم گشته که به هیچ وجه شایسته یک حزب سیاسی نیست.
 در بند اول این جوابیه ادعا شده که مطلب ما در مذمّت تحزّب بوده است.
مشخص نیست که دوستان چگونه مطلب را خوانده‌اند که چنین برداشتی نموده‌اند. چرا که قصد و نیت اصلی نقد، ذکر بایسته‌های تحزب اسلامی و مفید درنظر رهبر معظم انقلاب و همچنین عالمان علم سیاست بود و به نوعی بازخوانی مبانی تحزب محسوب می‌گشت. به طوری که قسمت اعظم مقاله را به تعریف حزب، کارکرد‌ها و فلسفه وجودی آن اختصاص دادیم.

بله اگر مدل نگاه به تحزب، با عینک شما بوده، باید گفت که ما به شدت با تحزّب مخالفیم. ما از هر حزبی با هر شعار و نشان و اتصالی که در راستای منافع مردم و انقلاب حرکت نکند، اعلام برائت می‌کنیم. و اگر آن حزب شعارهای مقدسی را هم (برای کسب قدرت خویش) یدک بکشد که بد‌تر، علیه او موضع خواهیم گرفت. چرا که نه این مدل تحزب در قانون اساسی آمده و نه مطلوب نظر امام جامعه است. و اولین کسی که از این نوع احزاب و گروه‌ها برائت جست شخص حضرت امام (ره) بودند.

ایشان در منشور روحانیت بیان کردند: «ولایتی‌های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‌اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان «ولایت» برایشان جز تکسیب تعیش نبوده، امروز خود را بانی «ولایت» نموده...»

از طرفی ما حزب، به مفهوم باشگاه کسب قدرت را مذمّت کردیم نه حزب مطلوب اسلامی را.

لازم است یادآوری شود که احزابی که در فارس از دریچه تجارت به سیاست می‌نگرند، اجازه دادند عده‌ای گردن کلفت زالوصفت، در این شهر به بهانه تجارت، خون مردم را بخورند و استخوان‌هایشان را بشکنند. و زمانی که یک آقازاده مجرم شناخته و محکوم گردید، و یا وقتی اسامی برخی افراد متهم به فساد اقتصادی فاش شد با اینکه مسئول بودند و قدرت سیاسی و حزبی داشتند سکوت اختیار کردند و هیچ مطالبه‌ای برای اعتماد از دست رفته مردم به نظام نکردند.
چرا که شخص متهم هزینه ستاد انتخاباتی مطبوعشان را پرداخته بود و اسپانسر قدرتمند آن‌ها بود و هر نوع اعتراضی، پایگاه سیاسیشان را در شهر متزلزل می‌کرد.

دوستان جام
 برای ما نه اصولگرایی مرجع است نه اصلاح طلبی و نه... برای ما فقط و فقط انقلاب اسلامی ماهیت حقیقی دارد و احزاب با هر اسمی در این راستا مقبول و مردود هستند و بس.
اینکه می‌گویید آرامش سیاسی را حفظ کنیم، دلیل بر این نیست که ما ازشما مطالبه وظایفتان را نکنیم و به نقدهایی که به شما وارد است نپردازیم و دلیل هم نمی‌شود مسئولین جامعه را از قصوراتشان بازخواست نکنیم.
 چرا که خوب می‌دانیم استکبار داخلی، نفاق و کوته نظری به شدت برای انقلاب خطرساز‌تر از استکبار جهانی و آمریکایی است که هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.

جام در قسمتی از جوابیه خود آورده است «همچنین برادرگرامی جناب آقای مهندس حقنگر به عنوان عضوعلی البدل به جای آقای موسوی، به شورای شهر راه یافته‌اند، خود از اصولگرایان ولایی و فعال شهر شیراز می‌باشند» باید گفت جواب شما مثل این است که ما بگوییم چرا اجازه داده‌اید یک دیوانه با بوردوزل خانه‌های مردم را ویران کند و شما پاسخ بدهید، عیبی ندارد! درعوض خانه‌ای خوب و محکمی جایش می‌سازیم!
 برادران جام
بحث، بحث شخص نبوده و نیست، بحث رویه غلط در سیاست گذاری جامعه و اجتماع و حکومت اسلامی است که اگر جدی گرفته نشود قادر است نظام را با بحران مشروعیت روبرو کند. و بعدخواهید دید جهموری اسلامی تبدیل به پوستین وارونه‌ای شده که نه آرمانش معلوم است نه ماهیتش. وافرادی با همین منطق شما می‌گویند، عیب ندارد عوضش یک نظام جدید فلان مدلی جایش ارائه می‌دهیم.


در جوابیه جام درپاسخ انتقاد که چرا در برابر حکم دو تن از اعضای شورای شهر سکوت کرده‌اید؟ نوشته شده: «... جامعه اسلامی مهندسین و جامعه اصولگرایی فارس، مراتب اعتراض خود را در خصوص برخی رویکرد‌ها و اقدامات ناصواب جریانی خاص، به مراجع ذیصلاح حقوقی و مقامات مسئول اعلام نموده است.»

می‌شود بفرمایید کدام اعتراض؟ شما موظفید اگر اقدامی کرده‌اید به مردم بگویید. اگر این کار را نکنید دیگر حزب نیستید، چرا که فعالیت شما روحی پشت پرده و رنگی لابی گون می‌گیرد، و می‌توان گفت دقیقا‌‌ همان طرح و نقشی که باشگاههای کسب قدرت دارند.
 اینکه اعلام موضع شفاف نمی‌کنید، یعنی اینکه سکوت کرده‌اید.

در جایی شما نوشته اید که  رهبر معظم انقلاب، ارتقای سطح معرفت ، دانایی سیاسى و عقیدتى را در بین آحاد جامعه از مهمترین رویکردهای احزاب برشمردند و در تعریف غلط و غربی حزب ، تلاش و استفاده از همه امکانات برای به قدرت رسیدن و به قدرت رساندن را رویکرد غرب به حزب دانستند.و اعتراف کرده‌اید که هر حزبی که این گرایش را نداشته باشد غربی است.

 در این مورد سئوالی که به ذهن متبادر می‌شود این است آیا شده که جامعه اسلامی مهندسین، موتلفه، جبهه پیروان و... یک برنامه (در ایام غیر انتخابات) برای ارتقای سطح معرفت و دانایی سیاسی عقیدتی مردم انجام داده باشند؟ برنامه‌ای که هیچ هدف و غرض سیاسی حزبی در آن نبوده و فقط برای روشن سازی اذهان مردم بوده باشد.
 آیا شما چنین نگرشی داشته‌اید و چنین عمل نموه‌اید؟ لطفا یک گزارش از عملکرد چندین ساله خودتان در این موضوع ارائه کنید تا همه آگاه شوند و از این جهل مرکبی که می‌فرمایید خارج گردند. شاید ما ندانیم و اشتباه می‌کنیم.
 اتفاقا سوال ما این است که شما بر اساس چه مستندی خودتان را حزب اسلامی قلمداد می‌کنید؟!
 
در بند دوم جوابیه جام آمده است: «پیرامون کارکرد احزاب و به طور خاص جامعه اسلامی فارس سخن بسیار است. لیکن عدم بازتاب رسانه‌ای برخی اقدامات صورت گرفته که بعضا لزومی هم ندارد...»!

شما علنا می‌گوید هیچ لزومی ندارد به دیگران پاسخ دهید و عملکرد خودتان را برای مردمی که شما قدرت خود را از آنان گرفته‌اید، شرح دهید. کجای اسلام چنین گفته است؟ کجای کلام رهبری این حرف شما را تایید می‌کند؟ شما موظفید برای مردم شفاف سازی کنید. این حرف نشان دهنده عدم آشنایی دوستان با مبانی تحزب است.
در علم سیاست، حزب را اتاق شیشه‌ای می‌دانند. یعنی جایی که مردم و افکار عمومی به راحتی می‌توانند داخل آن تشکیلات و عاملان و گردانندگان آن و فعالیت‌های آنان را رصد کنند. چرا که فلسفه وجود حزب حمایت مردم است. و حزب فقط از طریق مردم و افکار عمومی مشروعیت می‌یابد. و حزب موظف است به طور شفاف، با تمام امکانات به مردم گزارش عملکرد بدهد و آنان را از کم و کیف فعالیت‌هایشان مطلع سازند.


چگونه است که ادعا می‌کنید در جهت ارتقاع معرفت سیاسی و عقیدتی مردم تلاش می‌کنید، در حالی که چند سطر بعد خلاف ادعایتان می‌گویید، هیچ ضرورتی برای شفاف سازی و برای روشن نمودن اذهان نمی‌بینید؟ چگونه آن ادعای بزرگ و این اعتراف دلخراش را به هم پیوند می‌دهید؟

از طرفی اینکه شما خلاء رسانه‌ای دارید هم یک نقطه ضعف بزرگ شما و یک غفلت ازحق مردمی است که باید شما را رصد کنند. و شما موظفید خودتان را درمعرض آن‌ها قرار دهید. اینکه شما رسانه ندارید نشان مظلومیت شما نیست بیشتر نوعی جسارت به افکار عمومی است نه مظلومیت. چرا که شما قدرت‌های بزرگ سیاسی این شهر و این استان بوده‌اید و هستید و بی‌شک از نظر توانایی مادی و معنوی در سطح بالایی قرار دارید.
 
 
درپایان ضمن دعوت شما به خواندن بخشی از سخنان امام حسین (ع) در سزمین منی، این نکته را اشاره می‌کنیم که ما بر خلاف نظر برخی که ما را جاهل و مغرض و تخریب گر و... لقب داده‌اند. ما برادرانمان را انسان‌هایی مومن به نظام و اسلام می‌دانیم و از آنان در احزاب موتلفه، جام، جبهه پیروان و سایر احزاب مدعی اصولگرایی، تقاضای شرح صدر و تحمل شنیدن صدای مخالف را داریم. و امید که این نقد‌ها، به عملکرد صحیح‌تر آنان در عرصه سیاسی کشور اسلامیمان کمک نماید.


 «قسمتی از خطبه امام حسین (ع) در سزمین منی»

 «شما نه مالی در راه خدا بذل کردید و نه جانتان را در راه ارزش‌ها و عدالت به خطر انداختید و نه حاضر شدید با قوم و خویش‌ها و دوستانتان به خاطر خدا و اجرای عدالت و اسلام درگیر بشوید. با همهٔ این کوتاهی‌ها از خدا بهشت را هم می‌خواهید؟ پس از همهٔ این عافیت طلبی‌ها و دنیا پرستی‌ها منتظرید که در بهشت همسایهٔ پیامبران او باشید»

 «پس‌ای علمای الهی، تا دیر نشده جانتان را در خطر بیاندازید و از حیثیتتان در راه دین و ارزش‌ها مایه بگذارید و فداکاری کنید. شما این ضعفا و مستضعفین و فقرا و محرومین را دست بسته تحویل دستگاه ظالم داده‌اید. گروههایی از مردم بردهٔ اینان شده‌اند و مثل برده‌های مقهور و شکست خورده، زیر دست و پای آنان له می‌شوند. عده‌ای نان شبشان را نمی‌توانند تهیه کنند. در هر شهری عده‌ای را گماشته‌اند که افکار عمومی را بسازند و به مردم دروغ بگویند. مردم نمی‌توانند دستی را که به سمتشان می‌آید تا به آن‌ها زور بگوید، عقب بزنند و از خود دفاع کنند. شما همهٔ این صحنه‌ها را می‌دیدید و کاری نمی‌کردید. اینان عده‌ای ستمگر و صاحبان قدرت‌اند که علیه ضعفا و محرومین بسیار خشن عمل می‌کنند و به روش غیر اسلامی حکومت می‌کنند و متاسفانه بی‌چون و چرا هم اطاعت می‌شوند. در حالی که نه خدا را می‌شناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب می‌کنم از شما که این زمین زیر پای ظالمان صاف و پهن است، عده‌ای باج بگیر حکم می‌رانند، و کارگزاران حکومت هم بویی از عاطفه و انسانیت و مهربانی نبرده‌اند و شما هم باز ساکتید.»

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

فروش دفترهای ایام در شیراز

دخترک لاغر و کم وزن  به قدری قدرتمند است که حتی سارا و برادرش دارا تاب مقاومت  در برابر او را نداشتند به طوری که سال های سال است که این دو عروسک در قبرستان فرهنگی ما نیز  قبری برای یادبود ندارند . اسپایدرمن ، بت من ،سوپر من و دهها دختر و پسر آمریکایی شده اند آرمان کودکان ما ولی افسوس از این که ، کسی  بانی یک جنبش جلد دفتری  و لوازم التحریری نشده تا این قهرمانان پوشالی را از ذهن ها بزداید  و جای آنها قهرمانان واقعی را در ذهن ها مکتوب کند . قهرمانانی که هزار هزار در سرزمین ما گم نام هستند و اگر یکی از کشور های  غربی چنین قهرمانانی داشت صدها فیلم و دهها انیمشین و داستان برایش می ساختند .

وقتی آنها قهرمانشان خود را از میان دزدان جنگل شلوود  برمی گزینند و چنان قهرمانش می کنند که هر کسی نداند تصور می کند رابینهود در هشت سال جنگ تحمیلی شهید شده، جای تعجب ندارد زیرا به قدری  مورد پسند همه است که بزرگتر ها هم شک می کنند این شخصیت را باید الگوی کودکانشان قرار دهند یا خیر؟  امروز یک نفر از میان هزاران برخاسته تا بانی عملی شود به حق خیر تا قهرمانان دینی و ملی را به کودکانمان بشناساند . او جلد دفتر طراحی کرده و مقاومت ، ایثار ، دلاوری و پهلوانی را سرمشق دفاتر مکتوب ساخته . باشد تا مسئولین ببینند و به جای دور خود گشتن قدمی خیر برای اهداف والای ایران اسلامی بردارند.

تولیدکنندگان داخلی با حمایت از این طرح اقدام به تولید این گونه تولیدات کنند. البته نباید همیشه ما تقصیر از گردن تولید کننده بیاندازیم . پدر و مادر ها هم باید در خرید لوازم التحریر کمی تامل کنند و با خرید تولیدات داخل تولید کنندگان داخلی را برای تولید بهتر ترغیب نمایند. در ضمن دستگاه های نظارتی هم از واردات بی رویه وعرضه لوازم التحریر خارجی که رسما فرهنگ جوانان آینده مارا نشانه رفته اند جلوگیری کنند .البته بعضی از تولید کنندگان داخلی هم آگاهانه یا کورکورانه به تقلید از تولیدکنندگان خارجی پرداخته و در زمین دشمن بازی می کنند.استفاده از المان های همچون باربی و هری پاتر و … از نظایر این موضوع هستند.

از سوی دیگر تولید کنندگان داخل هم باید حق بدهیم چرا که با واردات بی رویه لوازم التحریر و نوسانات قیمت دلار به کلی برنامه ریزی های آنان را مختل کرده است و باید به مسئولین امر فکری به حال تولید کنندگان هم بکنند. چرا که بعضی تولید کنندگان مجبور به واردات این لوازم التحریر خارجی شده و رسما اقدام به مونتاژ این اقلام می کنند.



بر کسی پوشیده نیست سنین کودکی  در شخصیت افراد در سنین بالاتر تاثیرات به سزایی دارد. و دیدن عکس های عریان و انتخاب الگو های غربی چه تاثیرات مخربی بر روح و روان کودکان ما می گذارد .لذا پدر و مادر های عزیز را به این نکته جلب می نمایم .همه این مسائل به ظاهر کوچک تاثیرات چه بسا بزرگی بر کودکان ما خواهد گذاشت . پدر و مادر های عزیز باید به این نکته توجه کنند که در پیشگاه خداوند در قبال کودکان خود مسئولند و فردای قیامت باید پاسخگوی چگونه تربیت کردن کودکان خود باشند. بقیه عکسهای دفاتر در ادامه مطلب...
نهایتا این دفترهای تحریر ایام از فردا(چهارشنبه) در شیراز آماده ی ارائه به علاقه مندان می باشد.
دفترها بصورت 40 و 60 برگ می باشد
تلفن تماس برای خرید:09399178434

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

رئیس مجمع نمایندگان فارس:حقوق 2.5 میلیون تومانی مجلس کافی نیست

به گزارش سحاب نیوز علی رغم اینکه نمایندگان مجلس علاوه بر حقوق ماهیانه هزینه‌هایی هم بابت مسکن، ماشین، دفتر و بلیط هواپیما برای رفت و آمد به حوزه انتخابیه از مجلس دریافت می‌کنند اما همچنان برخی از آن‌ها حقوق خود را مکفی نمی‌دانند.

اخیرا دو تن از نمایندگان فارس در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرگزاری دانشجو اظهاراتی در مورد حقوق نمایندگان مجلس بیان کردند.
محمدمهدی برومندی، نماینده مردم مرودشت، ارسنجان و پاسارگارد در این باره گفت: حقوق یک نماینده حامی ملت را قانون تعیین کرده و اگر مقایسه‌ای با نمایندگان مجلس چند کشور همسایه با نمایندگان کشورمان داشته باشیم، این حقوق بالا نیست؛ چرا که آن‌ها برای قربت در راه خدا کار می‌کنند و کسی برای حقوق تلاش نمی‌کند.
 
نماینده مردم مرودشت، ارسنجان و پاسارگاد با بیان اینکه تاکنون نماینده‌ای در مجلس به دنبال این نبوده که حقوق او کم است و یا باید افزایش پیدا کند بیان داشت: نمایندگان نیز مثل ما بقی مردم مشکلاتی دارند و هزینه‌ها برای یک نماینده بالاست و اگر بررسی شود مردم متوجه می‌شوند که هزینه‌های یک نماینده به دلیل ایفای نقش مثبت نمایندگی می‌تواند بالا باشد.
 
برومندی افزود: اگر مقایسه‌ای بین کشور خودمان با سایر کشورهای دنیا در مورد حقوق نمایندگان داشته باشیم متوجه می‌شویم که کار در نظام جمهوری اسلامی قربةً الی الله است.

محمدحسن دوگانی نماینده مردم فسا در مجلس نیز در این باره گفت: نماینده حقوقی مشخص دارد و یک نماینده حداکثر در مجلس شورای اسلامی ۲. ۵ میلیون تومان حقوق می‌گیرد. 
 
رئیس مجمع نمایندگان استان فارس با بیان اینکه حقوقی که به نمایندگان اعطا می‌شود کافی نیست می‌گوید: یک معلم فوق لیسانس در روستا‌های فسا دو میلیون می‌گیرد و یک نماینده هم در تهران دو میلیون حقوق می‌گیرد. 
 
 نماینده مردم شهرستان فسا در مجلس تصریح کرد: به نظر من یک نماینده باید در حد متوسط برای تأمین زندگی خود حقوق بگیرد تا در یک خانه ۱۰۰ متری خانواده‌اش را اسکان دهد و این طور نیست که حالا یک نفر که نماینده شده زن و بچه او در خیابان باشند و یا در شهر حوزه انتخابیه زندگی کنند.
 
عضو کمسیون کشاورزی مجلس خاطرنشان کرد: هزینه ایاب و ذهاب یک نماینده بالاست و باید در نظر گرفت که آن‌ها نیز باید بتوانند امرار معاش کنند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

چند نکته درباره انتشار خبر احتمال تغییر استاندار فارس و واکنش‌ها

سایت خبری شیرازه در تاریخ سه شنبه ۱۴ شهریور، از احتمال تغییر استاندار فارس خبر داده و نوشته بود: «این روزها دوباره در برخی محافل سیاسی در استان فارس صحبت از تغییر و تحول در عرصه مدیران است اما این بار، ظاهراً این استاندار فارس است که مورد هدف تغییرات قرار گرفته است.»

این سایت در ادامه‌ی خبر خود به موج جدید تغییرات استانداران استان‌های مختلف مانند اردبیل، کهگیلویه و بویر احمد، بوشهر، خراسان شمالی، همدان، قم، سیستان و بلوچستان، گیلان و … اشاره کرده بود که همزمانی پچ پچ محافل سیاسی استان با این موج تغییرات، درصد احتمال این تغییر را افزایش ‌می‌دهد.

شیرازه در ادامه با رویکردی انتقادی و اعتراضی به این روند تغییر استانداران کشور، آن را مضر به حال استان فارس دانسته و نوشته است: «این نکته در این وانفسا مهم به نظر می‌رسد که استان فارس باز هم قرار نیست رنگ ثبات و آرامش را به خود ببیند … ظاهراً هر چقدر رهبر معظم انقلاب معتقدند که استان فارس قله است، بعضی از حاشیه‌سازان دولت دهم به «میدانِ بازیِ سیاسی» بودن آن بیشتر معتقدند، میدانی که مدام بازیگرانش باید تغییر کنند.»

فارس نباید به محله برو و بیا تبدیل شود!

آنچه شیرازه نوشته است جدای از اینکه به حقیقت بپیوندد یا خیر، نشان از دلسوزی و دغدغه‌ی توسعه‌ی استان است چرا که فارس با آن قدمت، توانمندی و اهمیت نباید به محله برو و بیا تبدیل شود.

موج واکنش‌ها به خبر احتمال تغییر استاندار فارس

خبر احتمال تغییر استاندار فارس بلافاصله با واکنش‌های متعدد و مختلفی همراه شد.

مدیرکل سیاسی و انتخابات استانداری فارس از رسانه‌ها خواست با تقویت فضای کار و تلاش از انتشار اخبار غیرموثق و شایعه خودداری کرده و مسئولین را در پیگیری و رفع مشکلات مردم یاری کنند.

معاون سیاسی امنیتی استان فارس نیز ضمن انتقاد از معدود رسانه‌هائی که اقدام به انتشار اخبار غیرواقع و ناموثق می‌نمایند، اظهار داشت: «بررسی‌های به عمل آمده حاکی از کاهش شدید اقبال عمومی نسبت به رسانه‌هائی است که با انتشار اخبار کذب موجب بازی با اذهان عمومی می‌شوند.»

در ادامه رئیس شورای اطلاع رسانی استان مدعی شده آمار بداخلاقی‌های رسانه‌های فارس بالاست و خواستار برخورد قانونی با این رسانه‌ها می‌شود!

واکنش دبیر جامعه روحانیت شیراز به خبر احتمال تغییر استاندار فارس

اما درتازه‌ترین واکنش به گمانه زنی تغییر استاندار فارس، حجت الاسلام طاهری دبیر جامعه روحانیت شیراز، در خبری که روزنامه‌های عصر مردم و سبحان آن را با تیتر «دبیر جامعه روحانیت مبارز شیراز: شایعه تغییر مدیریت ارشد فارس را تکذیب می‌کنیم» به نقل از روابط عمومی جامعه روحانیت منشر نمودند، منتشرکنندگان چنین شایعاتی را افرادی معلوم­ الحال دانست که به دنبال سست نمودن پایه­‌های مدیریت استان و متزلزل نمودن یا بی­انگیزه کردن مدیران هستند نامید.

دبیر اجرایی جامعه روحانیت شیراز همچنین علت رواج اینگونه شایعات را ترس و دلهره‌­ای دانست که افراد شایعه پراکن از اتحاد و همدلی به وجود آمده حول محور هدایت‌های حضرت آیت ­الله ایمانی و پشتکار استاندار محترم در وجود خود احساس می‌­کنند، ذکر کرد و در ‌‌نهایت نیز در اظهار نظری عجیب که گویا با یک شبکه خطرناک و مخوف و برانداز روبروست، اظهار می‌دارد: «از مسئولان اطلاعاتی و امنیتی فارس نیز می‌­خواهیم اینگونه افراد را که با شایعه­‌سازی درصدد ایجاد اختلال در روند امور استان هستند شناسایی نموده و از ادامه رفتارهای غلط و ناصواب ایشان جلوگیری نمایند.»

نجابت رسانه‌های فارس گاهی موجب چشم‌پوشی خطای مسئولین می‌شود

اگرچه هر از چندگاهی برخی از مسئولان فارس، سایت‌های خبری استان را آماج حمله‌ی خود قرار می‌دهند اما هیچگاه مستندات خود را برای این اتهامات مطرح نکرده‌اند این درحالی است که رسانه‌های فارس با نجابت‌ترین رسانه‌ها بوده‌اند به اندازه‌ای که بعضی اوقات این نجابت بیش از اندازه، باعث چشم‌پوشی و اغماض نسبت به پاره‌ای از رفتارهای مدیران در تمام سه دهه‌ی اخیر شده است و اگر چنین نبود و تمام رسانه‌های ما اندکی شجاعت و صراحت داشتند و یا پاره‌ای از مدیران روزنامه‌ها، حریت خود را فدای معیشت نمی‌کردند، فاصله ما در توسعه نباید با اصفهان اینقدر می‌بود!

به عنوان مثال این نجابت و بعضاً ترس از برخورد و دادسرا و برخوردهای قضایی آنهم با چاشنی فشار از سوی مدیران و … آنقدر در مقاطعی شور شد که یک فردی که هنوز دوران سربازی خود را طی نکرده و از معافیت تحصیلی برخوردار بود، معاون سیاسی و امنیتی فارس می‌شود یا در بحث زمین خواری تحت نام باغشهر و فلاحت، لام تا کام سخنی نگفتند تا منجر به یک فاجعه استانی گردید که تبعات آن همچنان دامنگیر فارس است.

اختلاف میان استانداری و سایت‌های فارس از ابتدا امسال روند صعودی داشته است

البته گلایه‌مندی و اختلافات میان استانداری و رسانه‌ها از ابتدای سال روند صعودی داشته است تا جایی که استاندار فارس در مراسم روز خبرنگار نیز به انتقاد از سایت‌هایی که آنها را بی‌هویت می‌خواند پرداخت و خواستار ساماندهی آن‌ها شد: «سایت‌هایی در این استان وجود دارد که پاسخگوی مطالب خود نیستند در حالی که اگر کسی علاقه دارد در حوزه رسانه فعالیت کند باید جوابگو باشد و از شایعه‌پراکنی و دروغ‌پردازی بپرهیزد»

البته آنچه که شناسنامه دار کردن سایت‌ها خوانده می‌شود و استاندار بران تاکید نموده، امری منطقی و لازم و دغدغه‌ای ارزشمند می‌باشد البته رویکرد مدیران نیز نباید بگونه‌ای باشد که شائبه ضدیت و برخورد حذفی با رسانه‌های آزاد و جریان خبررسانی منتقد را به ذهن متبادر کند.

حجم ریاد واکنش‌ها به خبر اجتمال تغییر استاندار شک برانگیز است

در همین زمینه واکنش بسیار فرا‌تر از یک خبر آن هم در یک سایت شهرستانی نکته‌ای است که قابل تامل و تحلیل و شک برانگیز می‌باشد.

از سوی دیگر ادبیات بکارگرفته شده توسط بعضی از بزرگواران، چنان می‌نماید که گویی منتشر کنندگان خبر خارج از دایره دوستان انقلاب هستند که نهایتاً باید به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی سپرده شوند و در این وانفسای توطئه چینی‌های استکبار جهانی، نگاه‌ها به سمت منتشر کنندگان یک خبر دلسوزانه حواله داده شود!

البته خارج از آنچه در بالا ذکر شد عده‌ای نیز با وسواس و شک به خبر و بازتاب‌های آن نگاه می‌کنند و آن را یک عملیات فریب می‌دانند و هدف از طرح چنین مباحثی را مشغول‌سازی رسانه‌ها و  افراد برای عدم پرداختن به مباحث و ایرادات و انتقادات اصلی مدیریت استان می‌دانند. در این حالت خیلی زیرکانه برای منتقدین دستور کار تعیین می‌شود و آن‌ها ناخواگاه در زمین طراحی شده طرف مقابل بازی می‌کنند.

این دسته فضای بسته رسانه‌ای در استان، عدم اجازه طرح مشکلات مدیریتی استان به رسانه‌ها، فضای کاملا یکدست و «نومانکلاتورا»* استان را مهم‌ترین دلیل این عملیات فریب می‌دانند.

* «نومانکلاتورا» (Nomenklatura) واژه‌ای روسی است که از اواخر حیات اتحاد جماهیر شوروی پیشین وارد فرهنگ سیاسی شد. منظور از این واژه، گروهی بسته و کاست‌گونه است که حاکمیت اتحاد شوروی را به دست گرفته و با بهره‌مندی از امکانات دولتی (= حکومتی) اقلیتی بهره‌مند از امتیازات خاص را تشکیل می‌دادند. از نظر لغوی، معنی این واژه «فهرست اسامی» است؛ زیرا این «طبقه جدید» اعضای فهرستی بودند که در ساختار سیاسی شوروی هماره در مشاغل عالی جای داشتند.(شیرازنا)

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

توسعه اسلامی و بازار مقاومتی در فارس

همانطور که در دو مقاله پیش عنوان کردیم شیراز از دو حیث اقتصادی در کشور مطرح است. اول تجاری سازی شهری  و دوم تجارت زمین و باغشهر. در محور اول شیراز تبدیل به برج های شیک و لوکسی شده که نقش نمایندگی فروش کشورهای دیگر را بازی می کند و در محور دوم این شهر مبدل به پایتخت تجارت زمین و زمین خواری گشته است.

این دو عامل مدت مدیدی است که اعتراضات گروه های دانشجویی و مردمی را همراه داشته است. این گروه ها این مدل توسعه را مضر و غیر فنی عنوان کرده اند و برخی مسئولان و متصدیان امور شهری که به نحوی با این دو محور ( تجاری سازی و تجارت زمین ) سر و کار داشته اند، طیف های حزب اللّهی و منتقد را به بی سوادی و نداشتن علم کافی برای نقد، و نداشتن راهکار عملی و قابل اجرا، متهم نموده اند، جدلی که همچنان ادامه دارد.

در این مقال سعی بر آن است که با تحلیلی نظری راه دیگری که منجر به توسعه اسلامی شهر نیز می گردد ارائه داده شود تا به این وسیله این بهانه که منتقدان از علم و سواد کافی برخوردار نیستند و صرفا نقد می کنند، پایان پذیرد و علاوه بر آن مسئولین امر به این مدل پیشنهادی فکر کرده و راهکارهای عملی ساختن آن را فراهم نمایند.

یک سوال بنیانی و کلیدی که در مبحث توسعه درکشور ما مطرح است این است که: چرا هر چه شهرها کلانتر و توسعه و رفاه اقتصادی و اجتماعی فزونی می یابد عناصر فرهنگ بومی و اسلامی بیشتر به فراموشی می رود و به نوعی جلوه های مغایر با دین منجر می شوند؟ مثلا درهمین شیراز خودمان. چرا هر چه مجتمع های اقتصادی و رفاهی رشد کرده اند، دینمداری به حاشیه رفته است؟

دانشمندان علوم توسعه، توسعه را در چهار محور مجزا تحلیل می کنند. توسعه سیاسی، توسعه فرهنگی، توسعه اقتصادی و توسعه  اجتماعی. این دانشمندان با توجه به ساخت کشورها و مناطق جغرافیایی هر یک از این محورها را بر دیگری اولویت می دهند.

یکی از مهمترین نظریه پردازان توسعه، ماکس وبر است که تحلیل اندیشه او ما را به پاسخ سوال مان نزدیک می کند. ماکس وبر توسعه را با تجدد و عقلانی شدن گره می زند، و می گوید جامعه به شرطی عقلانی و مدرن می شود که فرایند توسعه به سمت دین زدایی ( که او آن را خرافه و افسون می نامد ) جهت گیری کند تا بدین شکل زمینه تشکیل " انسان مدرن " فراهم بیاید.

پارسونز از پیشروان بسط این نظریه ماکس وبر است. او جامعه را به صورت اندامور تصور می کند ( مثل اندام انسان) که هرعضو جدای از اعضای دیگر، وظیفه خاص خودش را انجام می دهد و یا به عبارت دیگر برای یک وظیفه معین تخصصی گشته است. این مدل انسان و کنش انسانی و نیازهای معنوی و روحی او از فرایند توسعه حذف می کند تا جایی که ارزش های متجلی سرمایه داری ( که همان انسان بدون دین است ) را درجامعه متجلی نماید.

اسلام با این مدل توسعه کامل مخالف است چرا که او انسان  و جامعه را واحدهای مجزا قلمداد نمی کند بلکه آنها را یک مجموعه واحد با نیازهای مرتبط فرض می نماید. اسلام توسعه فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را در هم آمیخته می داند و هیچگاه  یک فعالیت اقتصادی را صرفا اقتصادی قلمداد نمی کند، بلکه همراه با آن، این فعالیت را نوعی فرهنگ که منتهی به ساخت سیاسی جامعه می گردد و در تکامل اجتماع انسانی نقش دارد، می داند.

در اسلام و مکتب توسعه اسلامی، انسان نقش فاعل و مفعول را هم زمان بر عهده دارد، خلاف نظر ماکس وبر که انسان را حذف و کارکرد اجتماعی توسعه را فاعل قلمداد می کند. اسلام می گوید انسان عامل و فاعل توسعه است و از طرف دیگر اثرات آن بر خود انسان وارد می آید، پس باید در فرایند توسعه نیازهای مادی و معنوی انسانی را لحاظ نمود.

در تئوری توسعه اسلامی، توسعه ای که با تعالی همراه نباشد ، راهی است که باعث نابودی انسان می گردد. تعالی به مفهوم رشد ارزش های انسانی و اسلامی است که به بُعد غیر مادی انسان اشاره دارد.

اسلام می گوید توسعه باید منجر به تولید ثروت؛ رفاه عمومی، آبادانی شهرو کشور گردد و تعالی همراه با آن باید ارزش های انسانی و اسلامی را که نیاز آخرتی و معنوی انسان را تامین می کند، در خود لحاظ نماید. توسعه  دنیا همراه و هم شانه تعالی اُخروی انسان، این شاهراه توسعه اسلامی است. یعنی توسعه دنیا نباید  به تخریب آخرت منجر گردد. إنَّ الاخرهَ خَیرُ لَکَ مِن الاولی ... « به راستی که آخرت برای تو ( انسان) برتر است » ( سوره مبارکه ضحی )

با این توضیحات پاسخ سوال مطرح شده را دریافت کردیم. مدل توسعه شهر شیراز و کشور بیشتر با مدل توسعه ماکس وبر قرابت دارد تا مدل توسعه اسلامی چرا که عملا به دین زدایی منجر گشته و تعالی انسانی و اسلامی را در خود هضم نموده است.

سوال دوم: آیا می توان یک مدل توسعه همراه با تعالی را مصداقا مثال زد و نقش آن را تحلیل نمود تا الگویی برای توسعه امروز ما باشد؟

همانطور که گفتیم اسلام اعتقاد دارد که چهار محور توسعه  باید هماهنگ با هم رشد کند و با مجزا گرایی، مخالفت شدید می کند. خلاف غرب که هدف  توسعه اقتصادی صرفا تولید منابع سرمایه داری است، همچنان که هدف توسعه سیاسی تحکیم حاکمیت سرمایه قلمداد می گردد. این تمدن با حذف پیش فرض تعالی انسانی ( دین ) اقدام به نوسازی اجتماع کرده که امروزه با پیامدهای ویرانگر آن دست به گریبان است. پس ما نظریه اسلامی را حول " نظریه توسعه متوازن " شرح خواهیم داد. یعنی مدلی که هر چهار محور توسعه متناسب با هم و هماهنگ با هم و در کنار هم رشد کنند.

در همین شهرخودمان ما چند نمونه ای از توسعه اسلامی ( توسعه متوازن ) را شاهد هستیم. نمونه بارز آن مجموعه وکیل است. این مجموعه  از یک بازار، مسجد، حوزه علمیه، باشگاه ورزشی ( زور خانه ) و حمام تشکیل شده است.

بازار در این مجموعه نقشی اساسی در توسعه اقتصادی شهر داشته است. کنار این توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی نیز دیده شده است که با مدرسه علمیه رقم خورده است و از طرف دیگر توسعه فرهنگی را نیز درکنار خودش دارد که با تأسیس مسجد به آن پرداخته شده. وجود چندین زورخانه که در آن موسیقی و اشعار دینی خوانده می شود نقش یک باشگاه فرهنگی را بازی می کند  که تربیت جسم هماهنگ با تربیت روح را مورد توجه داشته؛ و مجموعه حمام وکیل لحاظ طهارت جسم را درکنار طهارت  و بهداشت روح متذکر گشته است.

این مصداق بارز و عینی و موجود؛ توسعه را کنار تعالی به صورتی متوازن رشد می دهد. همانقدر که به ارش های مادی مثل تولید ثروت، خرید و فروش و معامله، تربیت جسم اهمیت می دهد، به نیاز معنوی و اخروی انسان پاسخ می دهد.

حال این نقش را کنار این حقیقت قرار دهید که سهم بازار و بازاریان درکنار اقتصاد آن، چه سهمی درمبارزه با ظلم و استبداد و تولد انقلاب اسلامی و تقویت تشیع  داشته است؟ تمام تاریخ معاصر ما نشان دهنده این حقیقت است که شاهراه اصلی تأمین مالی برای تبلیغ تشیع و اقدام علیه ظلم و ستم و گاه حتی تحریم اقتصادی و بایکوت حکومت های استبدادی؛ توسط بازار و بازاریان رقم خورده است. بازاریان هموار نقش موتور محرک مذهب و حرکت های مذهبی را ایفا نموده اند و با تأمین اقتصادی قیام ها، نقشی اساسی در توسعه سیاسی اسلام و ایران بر عهده داشته اند.

 در اینجا یک شخص بازاری علاوه بر اینکه شأنی اقتصادی برای خویش لحاظ داشته، شأنی سیاسی نیز برای خودش متصور گشته است. نبض بازار و نبض اقتصاد جامعه در دست علما ( متصدیان حوزه علمیه و مدارس دینی ) بوده و بازاریان بنا به دعوت آنها حاکمیت را تحت فشار نهاده اند. این یعنی رشد هماهنگ توسعه سیاسی و اقتصادی کنار فرهنگ و تاثیرگذاری در توسعه اجتماعی.

درشیراز می توان به بازار شاهچراغ( ع) نیز اشاره کرد. یک بازار با مرکزیت مسجد عتیق و حوزه علمیه و باشگاه ورزشی ( زورخانه ) . در تبریز بازار مشهور تبریز و بازار کرمان و تهران و ... از مثال های بارز این مدل توسعه موفق هستند.

 نکته قابل توجه این است که هر چقدر این شهرها از این مراکز تجاری هماهنگ با فرهنگ بومی برخوردارتر بوده اند، نقش آنها در تاریخ سازی ملت خویش از یک سو و مرکزیت نشر علم و تولید آن از سوی دیگر بیشتر بوده است.  

وقتی صحبت از اقتصاد مقاومتی ای می شود که باید در ساخت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی جامعه نقش ایفا کند، دقیق مراد پیگیری این مدل توسعه و ثولید ثروت است. تولید ثروتی که نافی تمام شکاف های طبقاتی و نابودگر روح مصرف گرایی و مروج روح اسلام خواهی و ظلم ستیزی باشد. اقتصادی متکی به  بازار سالم و خط گیرنده از علمای اسلام و موثر در ساخت سیاسی کشور و مقاوم در برابر تهاجم اقتصادی دشمن. تمام این کارکترها در مدل توسعه متوازن گنجانده شده است که مصداق بارزش مجموعه وکیل است.

این نگاه در شیراز که مزین به نام سومین حرم اهلبیت است بسیار مهم است چرا که برای عملی کردن این آرمان هیچ راهی بجز روند توسعه متوازن وجود ندارد. بی شک با افزایش مجتمع های تجاری و رشد توسعه به سبک غربی تحت تئوری ماکس وبر، نه تنها ما به شهری که شایسته اهلبیت باشد نخواهیم رسید، بلکه روز به روز از این آرمان فاصله ها خواهیم گرفت. چرا که این مدل توسعه مجزا و فردگرایانه  فقط به قسمتی از نیاز یک قشر ازجامعه که قشر مرفه و مصرف کننده است پاسخ می دهد نه تمام نیازهای انسانی جامعه اسلامی و انسان مسلمان شیعه.

باید ازمسئولین این شهر پرسید وقتی که داشتید کرور کرو مجوز برای این مجتمع های تجاری صادر می کردید به ساخت بومی شهر و کشورتان توجه نمودید؟ چند تا از این مراکز اقتصادی و تجاری نمازخانه دارند چه برسد به مسجد و حوزه علمیه و باشگاه ورشی؟

باید پرسید آیا عملی کردن توسعه متوازن برای شما محال است؟ چرا که پیشینیان ما در گذشته ای نه چندان دور با این مدل در صدر تمدن اسلامی و جهانی قرار گرفتند.

 آیا نمی توان از این پس اگر مجموعه اقتصادی را تاسیس می کنید نیازهای دیگر انسانی مردم را هم در نظر بگیرید تا این مجتمع ها محل تمرکز اباحی گری، بی حجابی و فحشا نگردند؟

مگر نه این است که مجتمع های تجاری شیراز محل فعالیت و رشد فرق منحرف ضاله ای گشته  که می توانند علیه اسلام و انقلاب دست به عمل بزنند( کما اینکه بسیار این کار را کرده اند )؟ آیا اگر شما در ساخت چنین مجتمع هایی فقط و فقط پول و سرمایه را بت نمی کردید  و کارکترهای اسلامی و انسانی را در نظر می گرفتید شاهد چنین اتفاقات تلخی بودیم؟

یقینا روزی از شما سوال خواهد شد. و باید در برابر هر امضایی که پای این مجوزها زده اید درمحضر خداوند منتقم جبّارجواب پس بدهید. چرا که شما مدل موفق و مصداقی مبرهن از توسعه اسلامی در اختیار داشتید امّا به سیاق آن عمل نکردید و آنچه برایتان مهم بوده و هست فقط و فقط انباشت ثروت بوده نه تعالی انسان. مصداق آیه مبارکه ای که فرمود ...... الذی جَمَعَ مالا وَعَدَدَه  ... یَحسَبُ أّن ماله و أَخلَدَه ... ( سوره مبارکه همزه )

جنبش های دانشجویی و مردمی باید چنین مدل توسعه ای را مطالبه کنند و مجدّانه از مسئولین امر بخواهند راه و مسیر خودشان را به این راه صحیح تغییر دهند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

اقتداری که در برخورد با مجرمین شورا از دست رفت

شکی نیست که متخلفین شایسته ی حضور در جایگاه نمایندگی مردم شریف شیراز نیستند، اما این عدم حضور خود نیازمند طی مراحل قانونی است. استعفا اساسا زمانی صورت می گیرد که فرد در حالت عادی و واجدشرایط باشد و بنا به میل شخصی تمایل به استعفا داشته باشد. استعفای فرد متخلف و کسی که به کسب مال نامشروع محکوم شده است، محلی از اعراب ندارد و فاقد وجاهت قانونی است و به تعبیر حقوقی شخص در این حالت مستعفی است.

تنها کسانی در این شرایط استعفا می دهند که ضمن مظلوم نمایی قصد فرار از مجازات های بعدی را داشته باشند و به قول معروف ضمن "فرار روبه جلو" بخواهند از ادامه دار شدن آن جلوگیری کنند.

قطعا دوتن از اعضای شورای شهر با زیرکی و علم به اینکه مجازاتهای دیگری در انتظار آنان است، با استعفا قصد داشته اند که ماجرا را فیصله دهند. از طرف دیگر طبق قانون شوراهای اسلامی چنانچه هریک از اعضا شرایط عضویت را از دست دهد، هیات حل اختلاف استان می تواند متخلف را ضمن سلب عضویت دائم از عضویت در شورا، از ثبت نام در سایر انتخابات شوراها نیز محروم کند.

هیات حل اختلاف و رسیدگی به شکایات شوراهای اسلامی استان فارس چند روز قبل تشکیل جلسه داد و مهندس علی حسین رعیتی فرد دبیر این هیأت حل اختلاف گفت: اعضای هیأت  پس از بررسی پرونده دو نفر از اعضای شورای اسلامی یكی از شهرها و یكی از بخش های فارس به استناد بندهای 6 و 8 ماده 82 قانون شوراها، با سلب عضویت دائم از عضویت در شورا و ممنوعیت ثبت نام در انتخابات شوراها و سلب عضویت برای باقیمانده دوره شورا موافقت كردند.

اما جدای از چرایی تاخیر در تشکیل جلسه هیات حل اختلاف، سوالی که هم‌اکنون قابل طرح است این‌که چرا اسامی این دو نفر سلب عضویت دائم شده از شورا از سوی دبیر هیات حل اختلاف مطرح نشده است؟ اگرچه ممکن است به صورت قانونی این هیات از مطرح کردن اسامی منع شده باشد اما به هرحال یک ارگان باید به فکر پاسخگویی به مانور روانی دو عضو مستعفی! شورای شهر شیراز باشد. در غیاب چنین پاسخی، افکار عمومی‌ای که از خبر استعفا فاطمه هوشمند و سعید موسوی مطلع شده‌اند، چگونه باید تشخیص بدهند که دو عضو سلب عضویت شده از شورا، همین دو نفر هستند یا نه؟

متاسفانه با اقدامات نسنجیده برخی نهادها از جمله تعلل دادگستری و نامه فرماندار شیراز برای حضور فاطمه هوشمند در شورا و ... ، اقتداری که باید در برخورد با مجرمین وجود داشته باشد، در پرونده این دو عضو مجرم دیده نمی‌شود، اقتداری که در صورت وجود می‌تواند مانع فساد‌های دیگر شود.(شیرازه)

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

بازخوانی سرمقاله وحیدجلیلی به مناسبت حضور چندباره رائفی‌پور در شیراز

متاسفانه با وجود اساتید دانشگاه و کارشناسان بسیاری که از نزدیک در کشورهای عربی منطقه حضور داشته و این روزها در حال تحلیل تحولات منطقه هستند، کانون فرهنگی حاج احمد متوسلیان شیراز از علی‌اکبر رائفی‌پور دعوت کرد تا در همایش بیداری اسلامی سخنرانی نماید. جدای از حاشیه‌هایی که در خصوص رائفی‌پور وجود دارد و عمق نظری و اولویت مباحثی که او این سال‌ها در دانشگاه‌ها مطرح کرده است، به نظر می‌آید بازخوانی سرمقاله وحید جلیلی در یکی از شماره‌های ماهنامه فرهنگی تحلیلی «راه»بی مناسبت با ضرورت مباحث مطروحه توسط رائفی پور نباشد.

 

1.لا یكلف الله نفسا الا وسعها. تكیلف‌گرایان همواره در گشایش‌اند چرا كه تكلیفی جز استفاده از وسع ندارند. آنكه در غربت و مظلومیت در یك قدمی‌شهادت است می‌كوشد آنچه رضای اوست انجام دهد و آنكه در اوج قدرت و حشمت ظاهری است نیز. تكلیف گرایان نه دلتنگی‌شان دائمی ‌است و نه شرایط بیرونی بر ذهنشان مهر می‌زند و دست و زبانشان را به بند می‌كشد و اختیارشان را سلب می‌كند. هر محیطی و هر شرایطی آماده واكنشی از سوی مومنان است ودر هیچ محیط و هیچ شرایطی مومن بی‌وسع نیست چرا كه یا مامور به شكر است یا مامور به صبر و این هر دو ادای تكلیف است.

2.لا یكلف الله نفسا الا وسعها. تكلیف‌گرایان وسع‌شناس و فرصت‌محورند.آنها مكلفند كه هیچ فرصت و ظرفیت و قابلیت و امكان و ابزاری را كه در اختیار دارند مهمل و معطل نگذارند و اگر نیم‌نگاهی به تهدیدها دارند در كار “اعدوا لهم مااستطعتم” اند. تهدید را می‌بینند اما بلافاصله به استطاعت‌های خود متوجه می‌شوند و هر آنچه در توان دارند را به روز و آماده و فعال و موثر نگه می‌دارند. استعداد یاب‌اند و استطاعت جو. هیچ استطاعتی نه برای مقابله با تهدیدها بلكه برای تهدید متقابل (ترهبون به عدو الله و عدوكم) از چشمان بصیر و نافذشان دور نمی‌ماند. آنها كه از فهرست كردن توان‌ها و فرصت‌ها و استعدادها و ظرفیت‌ها و قابلیت‌هایشان در گریزند تكلیف‌گرایان نیستند.

3.محافظه‌كاران برخلاف تكلیف‌گرایان تهدید محورند و فرصت ناشناس. تنها برای رفع تهدیدها و حفظ آنچه هست حال به میدان آمدن پیدا می‌كنند. ظرفیت‌های جهان و قابلیتهای زمان و مكان و استعدادها و توانهای انسان را برای تحقق تكالیف الهی در نمی‌یابند چراكه همت‌های پست و چشمان كم‌سو دارند . بیش و پیش از آنكه فرصت‌ها را در نظر آورند از تهدیدها بیم می‌پراكنند. صدها بار در "دشمن شناسی" منبر می‌روند و یك بار در "دوست‌شناسی" كلمه‌ای نمی‌گویند.

4.حاصل صدها میلیارد تومان بودجه مبارزه با تهاجم فرهنگی در هزاران اردو و طرح و همایش و جلسه توجیهی؛ شده است:گمنامی‌هزاران اثر و هزاران عنصر مولد در جبهه فرهنگی انقلاب و در عوض شناخت دقیق ده‌ها و صدها اثر و عنصر ضد انقلاب و ضد دین.بی‌دریغ پول خرج می‌كنند؛ جلسه می‌گذارند؛ اردو می‌كشند؛ بولتن می‌نویسند ؛ خبر ویژه می‌سازند كه مبادا جوانان حزب‌اللهی از آخرین ساخته‌های‌هالیوود یا جدید‌ترین نماد‌های شیطان‌پرستی یا تازه‌ترین آروغ‌های تئوریك در دانشگاههای فرنگ بی‌اطلاع و بی‌خبر بمانند و همان‌ها كه برآمده این كلاس‌ها و دوره‌ها و آموزشها و دغدغه‌هایند بی اطلاع ترین‌هایند (در بسیاری از اوقات) از بهترین فرآورده‌های هنری و رسانه‌ای جبهه فرهنگی انقلاب!

هیجده سال پیش دستخط رهبر انقلاب در تجلیل از ده‌ها عنوان كتاب دفاع مقدس منتشر شده و بسیاری از آنها هنوز به چاپ دوم نرسیده است!

اكثریت قاطع نیروهای فرهنگی كه فریاد “ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده”شان در فلك پیچیده است یك‌دهم رهبری كه ادعای پیروی‌اش را دارند چهره‌ها و آثار و مراكز جبهه فرهنگی انقلاب را نمی‌شناسند. از نام بردن پنج هنرمند انقلاب عاجزند. گاه سال‌هاست ورق زدن كتابی را به یاد نمی‌آورند و با این همه افسران جنگ نرم و در حال مبارزه با تهاجم “فرهنگی”اند!! دفترچه تلفنی از اساتید در جیب دارند كه هر از گاه همایشی در تبیین پلورالیزم و فمینیزم و سكولاریزم و صهیونیزم و‌ هالیوود و شیطان‌پرستی و فراماسونری و بهائیت و وهابیت برگزار كنند كه نكند از قافله مبازه با تهاجم فرهنگی عقب بمانند .

تا به حال یك كتاب خوب به كسی معرفی نكرده‌اند اما بارها با آب و تاب اطلاع و البته انزجار خود از فیلمهایی را به رخ كشیده‌اند كه “براساس پروتكل‌های یهود” و “برنامه‌ریزی فراماسونری در‌هالیوود” برای به انحراف كشاندن جوانان ساخته شده است.

5.مقایسه فضای حاكم بر تهدید‌محوران محافظه‌كار با حال و هوای فعالیت‌های فرهنگی نسل اول انقلاب بسیار راهگشا و معنادار است.

گمان برده‌اند كه آنچه تكلیف‌گرایان آرمانخواه با تلاش و همت و كار مضاعف به دست آورده‌اند را با محافظه‌كاری حفظ توانند كرد ؛ غافل از آنكه علت مبقیه جبهه فرهنگی همان علت محدثه است و برای جمهوری اسلامی‌در عرصه فرهنگ، تهدیدی بزرگتر از نادیده گرفتن فرصت‌ها و مهمل گذاشتن ظرفیت‌ها و معطل كردن نیروها وجود ندارد. ماموریتی كه خود با این رویكرد “تهدید محور” به جای دشمنان بر عهده گرفته‌اند.

جبهه فرهنگ انقلاب در سالهای آغازین به جای آنكه محو تحلیل آثار هنری و رسانه‌ای دشمن باشد اولویتش را بر تولید و باز تولید محصولات متنوع هنری و رسانه‌ای گذاشته بود. هر مسجدی یك گروه سرود داشت. هر دو مسجدی یك گروه تئاتر داشت. هر مدرسه و مسجدی كتابخانه فعالی داشت كه در آن آخرین آثار نویسندگان و هنرمندان نوعا جوان انقلاب به مخاطب عام عرضه می‌شد. از كارهای حجمی‌تا دیوارنویسی تا ... .

از روزی كه آن نسل با همت و پركار را خاله زنك‌های نهادهای امنیتی به بولتن‌خوانی گماردند و تحلیل‌گران خود‌نما و مجلس‌آرا اوقاتشان را در جلسات “دشمن‌شناسی و دوست فراموشی” تلف كردند و اراده‌هاشان را از تكلیف‌گرایی و آرمانخواهی به محافظه‌كاری و تهدید“‌محوری” منحرف كردند؛ شد آنچه شد.

دوستی‌های خاله خرسه‌ای خرمگس‌ها را بزرگ و بزرگتر كردند تا سنگ جمودی كه بر سر نسل در خواب كرده فرود می‌آورند توجیه پذیر‌تر شود.

امروز از بندر لنگه تا جاجرم و از الشتر تا خاش و از نازی آباد تا قلهك همه جا با نسلی از منفعلانی كه نام فعال فرهنگی بر آنان نهاده اند روبروییم كه دشمن را بهتر از دوست و ‌هالیوود را بیشتر از امام و مدرنیته را عمیق‌تر از اسلام ناب و شیطان پرستی را دقیق تر از اسلام آمریكایی می‌شناسند .

با ادبیات خمینی بیگانه‌اند و در تكرار اصطلاحات قلمبه سلمبه فرنگی (البته به قصد نقد و انزجار !) لذتی را می‌جویند كه در كلمات ساده و پیامبر گونه امام نمی‌یابند.

فعال فرهنگی در دهه اول انقلاب كسی بود كه دل در گرو اسلام پابرهنگان و انقلاب مستضعفین داشت.

با زبان ساده سخن می‌گفت و آثار همه فهم عرضه می‌كرد و در كار ساختن و پیش رفتن بود و نه ایستادن و كشیك كشیدن.

پرشورترین “مرگ برآمریكا”‌ها را نیز همان نسل فریاد می‌كرد كه توانایی شكست دادن آمریكا را در همه عرصه‌ها (فرهنگ و جامعه و اقتصاد وسیاست و...)در بازوان پرتلاش و پر توان خود و در آینه همت بلند و فعالیت لاینقطع در همه عرصه‌ها به عیان حس می‌كرد .

6 .رجزجنگ نرم را با چه واژه‌هایی باید سرود؟ كرار و S300 و یا...؟

7.مهم‌ترین نقطه قوت دشمن، ضعف ماست و بی‌همتی و کم‌کاری بزرگترین تهدید. هر ظرفیتی را که مغفول بگذاریم و هر امکانی را که به کار نگیریم گامی برداشته‌ایم در تضعیف خود و لاجرم تقویت دشمن؛ شیطان کوچک می‌خواهد باشد یا بزرگ، تحریم اقتصادی باشد یا تهاجم‌فرهنگی. تکلیف‌گرایان نگران آنچه ندارند، نیستند که "لا یکلف الله نفسا إلا وسعها". بیقرار کارند در آنچه که دارند که "لا یکلف الله نفسا إلا وسعها" و آنچه دارند را خوب می‌شناسند و کامل و عمیق و دقیق. دشمن‌ستیزان واقعی فرصت‌شناسان‌اند و نه تهدید"محوران".

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()

برای انتصاب عباسی از فرماندهان سپاه سؤال کردم

در ادامه‌ی انتشار گفت‌وگوی آژانس خبری شیراز «شیرازنا» با شهردار سابق شیراز، قسمت دوم مصاحبه با مهران اعتمادی را می‌خوانید:

قسمت اول: خدا می‌داند برای شهردار شدن با احدی لابی و رایزنی نکردم

الف) پروژه‌های مهم دوران شهرداری مهندس مهران اعتمادی

 

شیرازنا: سه پروژه‌‌ی مهم و ماندگار خود در دوران شهرداری شیراز را نام ببرید؟

۱) بزرگراه حسینی الهاشمی ۲) بلوار رسول اعظم(ص) ۳) لوپ و رمپ احداث شده در جاده کفترک.

 

در دوران من مهمتر از پروژه‌های عمرانی، پروژه‌های فضای سبز بود

 

ولی از همه‌ی آنها مهمتر پروژه‌های فضای سبز بود که ما موفق شدیم اسناد واگذاری ۱۰ هزار هکتار اراضی را از سازمان‌های مسئول- منابع طبیعی، جهاد کشاورزی و استانداری – با امضای مدیران مربوطه – خرد، رضوی و دیهمی- صورتجلسه بگیریم و یا پروژه کمربندی سبز شیراز بود که در دور دوم سفر ریاست جمهوری به فارس عددی حدود ۶۰ میلیاردی تصویب شد.

از دیگر اقدامات مهم در دوران شهرداری بنده می‌توانم به نهضت آسفالت نیز اشاره کنم.

 

شیرازنا: این پروژه‌ها در دوران مسئولیت جنابعالی کاملاً اجرایی شد؟

بهرحال ما تأمین اعتبارش را کردیم!

 

شیرازنا: چرا نام بزرگراهی که نام برید حسینی الهاشمی گذاشتید؟

ما نگذاشتیم شورای نامگذاری شورای شهر گذاشت!

 

شیرازنا: در آن زمان حرف و حدیث‌های زیادی در مورد تغییر نام این بزرگراه از وحدت به حسینی الهاشمی مطرح بود!

خب بالاخره استاندار و امام جمعه وقت اصرار و تمایل داشتند این تغییر انجام گیرد. تصریح کنید اعضای شورا در مقابل دو تن از بزرگان شهر تمکین کنند؛ هرچند این تغییر نام موافق و مخالفانی نیز داشت.

 

شیرازنا: شما مخالف بودید یا موافق؟
موافق.

 

ب) انتقادات وارده به مهندس مهران اعتمادی

ب-۱) تعداد محدود پروژه‌های انجام شده در مقایسه با شهرداری فعلی!

 

شیرازنا: اولین انتقاد اینکه تعداد پروژهایی که در زمان شما انجام شده در مقایسه با شهردار فعلی بسیار کمتر است، آیا این انتقاد را قبول دارید؟

خیر! شاید مردم، عوام یا غیرکارشناسان پروژه‌های عمرانی را صرفاً خود سازه‌ی پروژه بدانند اما در پروژهای شهری نسبت هزینه تملک زمین به ساخت سازه ۱ به ۶ تا ۱ به ۱۰ است؛ در واقع پروژه‌های شهری آن ستون‌هایی نیست که می‌کارند بلکه آن زمینی است که برای این پروژه‌ها مورد نیاز است درحالی که عوام در جریان نیستند!

 

آقای قالیباف گفت به خاطر جسارت شما به مردم شیراز تبریک می‌گویم!

 

پروژه‌های بسیار شاخصی در زمان من انجام شد که آقای قالیباف –زمانی که شیراز آمده بودند- گفتند به خاطر جسارت شما به مردم شیراز تبریک می‌گویم.

 

وزیر کشور از شهرداران خواست بیایند پروژه‌های شهرداری شیراز را ببینند

 

آقای مهندس نجار وزیر کشور نیز در جمع شهرداران کلان شهرهای ایران گفتند من بسیار متعجبم! واقعا آقای اعتمادی بی‌‌ادعا رفته‌اند تونل‌هایی در شیراز زده‌اند که من از شما شهرداران می‌خواهم بروید و از اینگونه کارهای زیربنایی که بدون سر و صدا و غوغاسالاری انجام شده بازدید کنید.

 

عرض و سطح تونل دوقلوی کوهسار شیراز از تونل توحید تهران وسیع‌تر است

 

تونل‌ دوقلوی کوهسار شیراز ار لحاظ عرض و سطح مقطع از تونل توحید تهران خیلی وسیع‌تر ولی طولش کمتر است؛ این پروژه آرزوی ۲۰ ساله برای شیراز و خیلی از شهرداران سابق بود. در این پروژه شهرداری بر دانشگاه شیراز تفوق پیدا کرد و دانشگاه در حکمیتی که منتهی به حضرت آقای ایمانی شد شکست سختی از ما خورد و ایشان نظر دادند که حق با شهرداری است و نهایتاً دانشگاه کوتاه آمد!

 

تمامی پروژه‌هایی که بعد از من آغاز شده سطح تملکش در دوران من بوده است

 

تمام این پروژه‌ها بدون استثنا از ۳۰ تا ۱۰۰ درصد تملک آن -که شش تا ده برابر کل هزینه پروژه می‌شود- در دوران من انجام شده است؛ بنابراین تقریباً تمامی پروژهایی که بعد از من آغاز شده -اگر تملک داشته- سطح تملکش در دوران من بی‌نصیب نبوده است حتی پروژه‌های کمربندی اطراف شهر -که مصوبات سفر مقام معظم رهبری است- بالای ۷۰ درصد تملک آن در دوران من انجام شده است.

 

۶۰ درصد پروژهای فعلی شهرداری شیراز در زمان من کلنگ خورده است

 

قطعاً از لحاظ تعداد پروژه‌ها، حداقل ۶۰ درصد پروژهای فعلی شهرداری شیراز در زمان من کلنگ خورد و اجرای آن شروع شده بود بعلاوه اینکه بسیاری از هزینه‌های زیربنایی آنها نیز انجام شده بود.

 

درآمد شهرداری در دوران من نصف درآمد قبل و بعد از من بود

 

دقیقاً در طول شش ماه بعد از شهرداری بنده دوران رکود بود و صدور پروانه به کمتر از نصف تقلیل پیدا کرد که البته این وضعیت مشابه در شهرهای تهران، مشهد و … نیز وجود داشت. به عبارت دیگر در آن دوران، ما با نصف درآمد قبل از خودمان و نصف درآمد بعد از خودمان روبرو بودیم.

 

مالیات بر ارزش افزوده در دوران ۴ سال مسئولیت من، به ۶ ماه الان نمی‌رسید!

 

نکته دیگر اینکه در دوران من مالیات بر ارزش افزوده تازه آغاز شده بود به طوریکه در حال حاضر مالیات بر ارزش افزوده عدد درشتی در بودجه شهرداری است که می‌تواند ۳۰ درصد پروژها را جواب بدهد ولی در دوران من به ۲ درصد نمی‌رسید!

مالیات بر ارزش افزوده در ماه‌های اول شهرداری بنده به ۲۰۰ -۳۰۰ میلیون می‌رسید در حالی که اکنون–اطلاعات دقیقی ندارم- در شهرداری شیراز درآمد ناشی از مالیات بر ارزش افزوده بالای ۳۰-۴۰ میلیارد در سال است که کل مالیات بر ارزش افزوده در طول حدود چهارسال مسئولیت من در شهرداری، به شش ماه الان نمی‌رسید!

ب-۲) عدم سرمایه‌گذاری در طول پنج‌سال گذشته در شهرداری شیراز

شیرازنا: انتقاد دیگری که اخیراً مطرح است اینکه شهرداری شیراز در پنج سال اخیر نتوانسته است هیچ سرمایه‌گذاری را جذب کند. این انتقاد اگرچه اکنون توسط استاندار فارس و فرماندار شیراز مطرح شده ولی حداقل سه سال آن به دوران مدیریت جنابعالی برمی‌گردد.

من این انتقاد را قطعاً رد می‌کنم؛ چه در دوران من، چه قبل و چه بعد از من تا الان هیچ شهرداری نبوده است که هیچ سرمایه‌گذاری نیاورده باشد!

 بقیه متن در ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 شهریور 1391    | توسط:    |    | نظرات()
امام نقی